فهرست بستن

مشاوره روانشناسی تلفنی | آنلاین | رایگان

مشاوره روانشناسی آنلاین

اکثر ما در زندگی روزمره خود در معرض مشکلات و سختی­ هایی قرار می گیریم. مشکلاتی که ممکن است ندانیم که چگونه باید با آنها برخورد کنیم. و در اینجاست که نیاز به مشاوره روانشناسی تلفنی و آنلاین احساس می شود.

هستند بحران­ های عاطفی، خانوادگی، مالی و شغلی که هرکدام می توانند سبب سرخوردگی شوند. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ چگونه با این مشکلات رو به رو شویم؟ 

یک روانشناس آگاه و کاربلد می تواند در حل مشکلات به ما کمک کند. و از بروز مشکلات حادتر جلوگیری کند. همین حالا با مشاوره تلفنی مرکز پیام مشاور تماس بگیرید و با روانشناسان با تجربه ما وارد گفت و گو شوید.

روانشناسی تلفنی - مشاوره روانشناسی تلفنی | آنلاین | رایگان

روش های ارتباط با روانشناس آنلاین

1- مشاوره از طریق تلفن ثابت:

کافیست از تلفن ثابت خود با شماره 9099072026 تماس بگیرید. و درخواست مشاوره روانشناسی داشته باشید.

2- مشاوره از طریق تلفن همراه یا موبایل:

اگر به تلفن ثابت دسترسی ندارید. و نیاز به مشاوره دارید. می توانید از طریق موبایل خود با شماره 09981165858 تماس بگیرید. 

3- مشاوره روانشناسی آنلاین رایگان:

در پایین همین صفحه در قسمت ثبت نظرات می توانید سوال خود را برای ما کامنت کنید. در 24 ساعت آینده پاسخ سوال شما داده می شود. 

2

برخی اهداف مهم مشاوره روانشناسی

– پیدا کردن تله های شخصیتی مراجع کننده و کمک برای تعدیل این تله ها و آسیب ها

– تعدیل و درمان اختلالات روانی مثل افسردگی، اضطراب، وسواس و…

– تغییر نگاه فرد در نگریستن به مشکلات

– افزایش اعتماد به نفس و افزایش انگیزه در فرد

– افزایش احساس مطلوبیت نسبت به زندگی در فرد

البته این ها همه ی اهداف نیستند. و بسته به نوع مشکلاتی که فرد در زندگی ­اش با آن مواجه است اهداف مشاوره روانشناسی آنلاین نیز تغییر خواهد کرد.

 

موضوعات مهم مشاوره روانشناسی آنلاین

شما می توانید در بخش مشاوره روانشناسی مرکز پیام مشاور با روانشناسان بالینی ما صحبت کنید. و در مورد هر آنچه که ذهن و روح شما را آزار می دهد، گفت و گو کنید.

همچنین می توانید برای آرامش ذهنی بیشتر، راهکارهای درست را با کمک روانشناس به کار ببرید. در زیر به برخی از مشکلات روحی و روانی که ممکن است گریبان شما را گرفته باشد اشاره کرده ایم.

1- وسواس فکری و عملی

وسواس یکی از بدترین اختلالات روانی می باشد. که در دو قسمت، وسواس عملی و وسواس فکری خودش را نشان می دهد.

اختلال وسواس باعث می شود شما هر کاری را در مدت زمان بیشتری انجام دهید. و باعث به هدر رفتن عمر شما می شود. و در پایان شما را به ورطه افسردگی پرتاب می کند.

بنابراین اگر دچار این بیماری هستید باید هر چه سریعتر با کمک یک روانشناس بالینی به درمان آن بپردازید. روانشناس خوب در تشخیص بیماری و درمان آن مهارت دارد و به شما کمک می کند.

مرکز مشاوره پیام مشاور در زمینه درمان اختلال وسواس، مشاوران و روانشناسان با تجربه ای دارد که در این زمینه می توانند به شما کمک زیادی کنند.

2- افسردگی | مشاوره روانشناسی تلفنی

افسردگی دومین بیماری رایج جهان است که با اصطلاح سرماخوردگی روحی شناخته میشود. عدم مرکز، خشم، خستگی و بی حالی، پرخوری یا کم خوری، افکاری در مورد مرگ، کمبود انرژی و مشکل در خواب از نشانه های افسردگی هستند.

اگر این علائم بیش از دو هفته در فرد باقی بماند فرد احتمالا به بیماری افسردگی دچار شده است. و باید تحت درمان روانپزشک یا روانشناس قرار بگیرد.

اگر شما هم از آن دسته از افراد هستید که برخی از نشانه های افسردگی را دارید. و احساس می کنید انرژی لازم برای انجام کارهای روزانه خود را ندارید حتما با روانشناس آنلاین مرکز پیام مشاور در ارتباط باشید.

به یاد داشته باشید هیچ چیز به اندازه جسم و روان سالم در زندگی ما اهمیت ندارد. و ما باید به سالم ماندن روح و جسممان اهمیت دهیم.

3- استرس و اضطراب

استرس و اضطراب را می توان نوعی کوفتگی ذهنی دانست که در جریان رویدادهای جدید شکل می گیرید. در دنیای امروز با وجود پیشرفت تکنولوژی، علم و ساخته شدن زندگی مدرن، استرس نه تنها کم نشده، بلکه بیشتر هم شده است. 

البته باید گفت که مقداری استرس برای هر فردی لازم است تا بتواند در مقابل رویدادهای خطرناک از خود محافظت کند. اما استرس حاد را باید باکمک مشاوره روانشناسی آنلاین یا حضوری درمان کنید.

چرا که استرس درمان نشده، تبدیل به وسواس می شود. و این استرس و وسواس درمان نشده، در نهایت شما را به پرتگاه افسردگی می کشاند.

4- نشخوار فکری

نشخوار فکری به افکار آزار دهنده ای گفته می شود که مدام در ذهن شما تکرار می شود. برخی از افراد نشخوار فکری را با وسواس فکری اشتباه می گیرند.

اما باید در نظر داشت که اگر نشخوار فکری با وسواس متفاوت است. اما اگر نشخوار درمان نشود، ممکن است به وسواس فکری تبدیل شود. که در این صورت راه درمان سخت تر می شود.

5- پایین بودن اعتماد به نفس

پایین بودن اعتماد به نفس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. از جمله دلایل آن نادیده گرفته شدن توسط والدین، درگیری های خانوادگی، دست نیافتن مکرر به اهداف و…

اما نگران نباشید، شما می توانید با کمک مشاوره روانشناسی آنلاین اعتماد به نفس خود را بالا ببرید.

6- مشاوره جنسی | مشاوره روانشناسی آنلاین 

در بحث مشاوره جنسی، سکستراپ به شما کمک می کند تا بتوانید یک رابطه جنسی با کیفیت و سالم با همسر خود داشته باشید.

و اگر با مشکلاتی مثل زودانزالی، دیرانزالی، سردمزاجی و انحرافات جنسی مواجه هستید، مشاور به شما کمک می کند تا به راحتی بتوانید این مسکلات را مرتفع کنید.

7- روانشناس کودک

روانشناسان کودک به بررسی رفتارهای کودک می پردازند. و نشانه های الگو برداری آنان از والدین را بررسی می کنند. اکثر روانشناسان کودک در حوزه مشکلات رفتاری کودک می گویند: ابتدا باید والدین رفتار خود را اصلاح کنند.

چرا که فرزندان ما کاری را انجام می دهند که ما انجام می دهیم، نه کاری را که ما می گوییم. بنابراین با اصلاح رفتار خودمان، رفتار فرزندمان نیز اصلاح می شود.

همچنین مشاور و روانشناس کودک در حوزه اختلالات روانی کودک و نحوه درست فرزندپروری به شما کمک می کند، تا بتوانید فرزند بهتری را پروش دهید.

8- مشاوره خانواده

برخی از مشکلاتی که شما با آن مواجه هستید، آنقدر با خانواده عجین شده است که روانشناس برای حل این مشکلات باید به سراغ خانواده درمانی برود. چرا که این مشکلات ممکن است به خاطر ساختار خانواده ای باشد که فرد در آن رشد کرده است.

مشاوران خانواده به این نتیجه رسیده اند که اختلاف و تنش در همه خانواده ها هست. و این طبیعی می باشد. اما چیزی که مهم است این است که اعضای خانواده در مقابل این مشکلات چگونه عمل می کنند.

اگر اعضای خانواده بدانند در مواقع بحران چگونه رفتار کنند خیلی از مشکلات به راحتی حل می شود.

9- زوج درمانی | مشاوره روانشناسی آنلاین

گاتمن می گوید زوجین در 80 درصد موارد با هم اختلاف نظر دارند. و در مواردی حتی بین آن تنش و ناسازگاری وجود دارد. بنابراین زوجین برای حل اختلافاتشان بهتر است با زوج درمانگر در ارتباط باشند.

آموزش گفتگوی زوجین از موارد مهم زوج درمانی است. شما با یادگرفتن اصول گفتگو با همسر، به راحتی می توانید بخش زیادی از مشکلاتتان را حل کنید.

روش های درمان روانشناسان

هرکدام از روانشناسان برای درمان اختلالات روانی، در یک حوزه مشخص کار می کنند. یعنی به اصطلاح می توان گفت هر روانشناسی رویکرد مخصوص خودش را دارد. که در فرایند درمان براساس آن رویکرد عمل می کند.
در زیر به برخی از رویکردها که در مرکز پیام مشاور از آنها استفاده می شود اشاره کرده ایم:

1- رویکرد طرحواره درمانی 

هر شخصی ممکن است در زندگی فردی خود مشکلات رفتاری داشته باشد. اما زمانی که این مشکلات باعث بد شدن حال شما شود و فرایند زندگی شما را مختل کند، باید به فکر درمان این مشکلات باشید.

طرحواره درمانی تکنیکی است که به شما کمک می کند تا دلایل مشکلات شخصیتی و رفتاری خود را پیدا کنید. و کمک می کند تا بتوانید مشکلات را مرتفع کنید.

روش طرحواره درمانی به بازسازی خاطرات دوران کودکی شما می پردازد. و سعی دارد با کار کردن روی خاطرات بد گذشته شما را به زندگی سالم تری هدایت کند.

با کمک مشاوره روانشناسی آنلاین می توانید تله ها و طرحواره های شخصیتی خود را پیدا کنید و به دنبال تعدیل آنها باشید. تا بتوانی زندگی روانی سالم تری داشته باشید.

2- رویکرد CBT 

3- رویکرد رواندرمانی

4- رویکرد شفقت درمانی

5- رویکرد روانکاوی

 

مشاوره روانشناسی آنلاین رایگان

در دنیای امروز و با گسترش فناوری های دیجیتال، رسانه ­های جمعی و شبکه­ های اجتماعی طبعا انتظار می رود که ارتباطات و هم­ صحبتی افراد با یکدیگر نیز گسترش یابد.

اما شاید با خود بگویید که “کو گوش شنوا؟” باید به شما بگویم که بیجا هم نگفتید. در دنیای امروز نه تنها چنین انتظاری براورده نشده است بلکه افراد روز به روز از یکدیگر دورتر نیز می شوند.

اما جای نگرانی نیست، برعکس! می توان ازین بستر گسترش دیجیتال برای هم صحبتی و یاری رساندن به مشکلات یکدیگر استفاده کرد.

مشاوره های تلفنی، مشاوره روانشناسی آنلاین، مشاوره ­های روانشناسی تلفنی، 24ساعته و آنلاین همگی به این منظور توسعه یافتند.

پس اگر می خواهید مشکلات خود را با یک روانشناس کاربلد در میان بگذارید بهترین موقع هست که به جای تعلل به صورت تلفنی و آنلاین با مشاورهای معتبر تماس حاصل نمایید.

 

تفاوت میان مشاور و روانشناس

ما در این مقاله قصد داریم تفاوت روانشناس و مشاور را برای ما توضیح دهیم. مشاور شخصی است که ما برای انتخاب هایمان بیشتر به او مراجعه می کنیم.

یعنی جایی که می خواهیم تصمیم مهمی در زندگی مان بگیریم. و نیاز به کمک داریم تا درست و غلط انتخابمان را متوجه شویم به مشاور مراجعه می کنیم.

مثلا می خواهیم ازدواج کنیم. و نمی دانیم که آیا گزینه ای که انتخاب کرده ایم، گزینه مناسبی هست یا نه. و یا اینکه در انتخاب رشته تحصیلی و یا انتخاب شغل مردد هستیم.

اینجاست که باید از یک مشاور کمک بگیریم. و یا نیاز به همفکری یک آدم آگاه را داریم تا یکسری از چالش های زندگی مان را حل کنیم.

اما اگر به دنبال حل مشکلات روحی و روانی خود هستیم. و نیاز هست تا گذشته و کودکی ما بررسی شود. بهتر است که با یک مشاور روانشناس تلفنی در ارتباط باشیم.

روانشناس به ما کمک می کند تا تله های زندگی خود را پیدا کنیم. و به دنبال ترمیم این تله ها باشیم. حتی گاهی روانشناس هم به تنهایی نمی تواند مشکلات روحی فرد را حل کند. مثلا زمانی که بیمار از وسواس شدید رنج می برد.

 

مشاوره روانشناسی تلفنی

بسیاری از افراد، به دلایل مختلف از جمله کمبود وقت امکان دسترسی به مشاوره حضوری را ندارند تا از راهنمایی‌های متخصصان بهره بهره­مند شوند.

در خصوص مشاوره روانشناسی آنلاین باید گفت که  افراد از طریق اینترنت و بدون مراجعه به کلینیک، مشاوره روانشناسی دریافت می‌کنند و در صورت عدم دسترسی به اینترنت نیز افراد میتوانند با استفاده از تماس تلفنی از مشاوره روانشناسی تلفنی بهره­مند شوند. 

2

امکانات لازم برای مشاوره روانشناسی تلفنی و آنلاین

برای تماس از طریق تلفن ثابت شما به تلفن ثابت منزل نیاز دارید تا بتوانید با خط هوشمند مرکز مشاوره یام مشاور تماس بگیرید. و برای مشاوره از طریق موبایل هم به تلفن همراه نیاز دارید.

بنابراین در یک زمان مساعد، با آسودگی خیال با مشاوران تلفنی و آنلاین ارتباط بگیرید. بهتر آن است که در هنگام مشاوره نکات مهم و ضروری را نیز یادداشت نمایید. روش های مختلف گرفتن مشاوره:

تماس تلفنی از طریق شماره 9099072026

ایمیل

گفتگوی آنلاین متنی

تماس صوتی آنلاین

تماس به صورت ویدئو کال 

ثبت نظر در پایین همین صفحه

برای ثبت نظر کلیک کنید

77 دیدگاه

  • مهدیس گفت:

    سلام عالی بود ممنون

  • مهران گفت:

    سلام
    پسرم ۱۴ سالشه و مدتی هست که دچار وسواس شست و شو شده یعنی وقتی میره توالت نیم ساعت شیر آب بازه حتی پاهاش وتا نیمه شلوارش رو می‌شوره وقتی هم میاد بیرون دوباره توی آشپزخونه دسته‌اش رو تا آرنج وحتی صورت و گردن وموهاش رو هم می‌شوره فکر میکنم تازگی هم نشانه‌های بلوغ باعث شده وسواسش بیشتر بشه چون وقتی از توالت میاد بیرون همش میگه فکر میکنم یک مایعی لباس زیرم رو خیس کرده یا اینکه میگه حس میکنم یک قطره از ادرارم ریخته روی لباس زیرم …..حتی شده بارها بعداز توالت تمام لباسهاش رو عوض می‌کنه ومیره حمام اما بازم وقتی از حمام درمیاد دوباره میگه حس میکنم لباس زیرم خیس شده …..ولی من بارها بلافاصله بعد از این که لباسهایش رو درآورده چک کردم و هیچ خیسی ورطوبتی روی لباس زیرش ندیدم ….کلا دستش اگه به در یا هرچیز دیگه ای بخوره یکسره زیر شیر آب هست … وقتی که هم باهاش صحبت میکنم که چرا اینجوری می‌کنی بیشتر تو فکر می‌ره و یکسره راه می‌ره و توفکره طوری که خودش هم در عذابه بهش میگم بیا بریم مشاوره ولی نمیاد دیگه موندم چکار کنم تو رو خدا راهنماییم کنید ممنون…….. در ضمن از نظر هوشی هم در سطح بالایی قرار داره تیزهوشان و نمونه دولتی هم قبول شد توی درس خواندن هم خیلی زیاد میخونه طوری که موقع امتحانات توی ۲۴ ساعت فقط فقط ۵ساعت خواب مفید داشت بقیش رو فقط درحال خوندنه….

    • پیام مشاور گفت:

      سلام دوست عزیز
      پسر شما دجار وسواس هستند. وباید هرچه زودتر به روانشناس مراجعه کنید. و شاید لازم باشد حتی یه دوره دارو هم مصرف کنند.

  • لیلی گفت:

    سلامبرای درمان طرحواره شرم نقص چه کنیم

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام وقتتون بخیر
      بهتر است خاطرات دوران کودکی شما بازسازی شود. و برای این کار باید دوره های طرحواره درمانی را طی کنید.

  • پوریا گفت:

    سلام
    من و یکی از همکلاسی ها به مشکل خوردیم. اون کلا به یه سری چیز هایی که من علاقه ای ندارم،علاقه داره. من کلا آدم شوخیم و با همه شوخی میکنم و یا تیکه میندازم و خلاصه میخندیم باهم.اما با اون که شوخی میکنم ناراحت میشه یا حتی اگه بهش زیاد توجه هم نکنم عصبانی میشه.
    وقتی هم عصبانی میشه روی میز ضربه میزنه و کلا خون جلو چشمشو میگیره و حتی اگه یک نفر دیگه باهاش حرف بزنه،بهش حمله میکنه و میخواد بزنتش. میخواستم بدونم چجوری با این آدم رابطه برقرار کنم؟ بنظرتون قطع رابطه کنم؟

    • پیام مشاور گفت:

      سلام دوست عزیز
      وقتی دوست شما از شوخی شما ناراحت میشه دلیلی نداره شما به کارتون ادامه بدید. بهتره شوخی هایی که ایشون را ناراحت میکنه باهاش نکنید.

  • گلی گفت:

    سلام
    من نزدیک ۱ساله با پسرخالم هستم و۲۱ سالمه
    ولی رابطه جنسی نداشتیم
    پسرخالم رابطه دوستانه نزدیکی با پدرم داره
    پدرم توی یکی از قرار ها مارو در جایی ک باهم تنها بودیم دید و به دلیل فاميلیت و رابطه اش چیزی نگفت حرف نزدن و منو تهدید کردن که دیگه هیچگونه ارتباطی نداشته باشم محدود شدم خانوادم ب من اعتماد نداره و من هم دروغ گفتم از ترسم که اونجا اولین بار بوده رفتیم داشته به من ابراز علاقه میکرده…
    الان خانوادم ناراحتن مدام میگن چیکارکنیم من رو به هیچ عنوان به اون نمیدن و کاملا مخالفن با ازدواج
    باید چیکار کنم که بدتر نشه که بتونم تو رابطه بمونم ولی به خانوادم دروغ نگم

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست عزیز
      اگر می خواهید وارد یک رابطه جدی شوید بهتر است که خانواده ها را در جریان بگذارید. و با کمک مشاور به بررسی مشکلات بپردازید.

  • امیر گفت:

    سلام یک سوال داشتم من خود ارضایی وسواسی داشتم
    یعنی شاید عجیب باشه براتون خودمم خجالت میکشم بگم ولی مثلاً خود ارضایی میکردم بعد بعد از ده دقیقه یا 15دقیقه شروع میکردم به خودارضایی اصلنم حس نداشتم فقط بزور انجام میدادم احساس میکردم این کار واسم بهتره حس میکردم اگه خود ارضایی رو با فاصله زمانی کم انجام بدم برام بهتره الان خیلی بهتر شدم ولی این فکر عذابم میده که این کارا رو میکردم همچین کارای غیر طبیعی رو و حس میکنم اون کارا باعث آسیب بهم شده تو یعنی احساس میکنم ی آسیب جنسی گرفتم خواستم بدونم این کارا باعث آسیب شده برام یا نه لطفاً جواب بدید🌟🙏

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست عزیز
      شما دچار وسواس و اضطراب شده اید. و بهتر است به درمان وسواس بپردازید. هزاران موضوع وجود دارد که می تواند علائم وسواس شما را برانگیخته کند. پس بهترین راه درمان وسواس می باشد.
      از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با روانشناسان بالینی مرکز مشاوره پیام مشاور وارد گفت و گو شوید.

  • ناشناس گفت:

    ممنون

  • Fati گفت:

    سلام
    من با خانواده همسرم زندگی میکنم و خیلی توفشارم یه بچه هم دارم هرچی از کارای اونا اعصابم بهم میریزه سر بچه داد میزنم🥺🥺زندگی خیلی سخته برام چیکار میتونم‌بکنم جدا هم نمیتونم بشم💔

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست من
      عزیزم توی دو طبقه جدا زندگی می کنید یا کلا با هم هستید؟ اگر در دو طبقه هستید بهتره که رفت آمد را کمتر کنید و برای خودتون سرگرمی ایجاد کنید. در صورت نیاز با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با مشاور صحبت کنید.

  • Majzei گفت:

    سلام وقتتون بخیر من همسرم بهم خیانت میکنه و یه بچه دارم ونمیتونم جدابشم لطفا منو راهنمایی کنید که چه کاربکنم تا همسرم به زندگی برگرده

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست من
      عزیزم بهتره دلیل خیانت همسرت رو بررسی کنی. تا دلایل را متوجه نشید نمی تونید جلوی خیانت همسرتون را بگیرید. در ضمن مشاوره زوج درمانی خیلی می تونه به رابطه شما و همسرتون کمک کنه.

  • مریم گفت:

    سلام
    یه سوال داشتم ازتون
    همسرم قبل ازدواج مون از گذشته برام تعریف کرده بود از رابطه هایی که داشته و بعد ازدواج داشت همچنان از رابطه هایی گه با خانم ها داشت با جزئیات بیشتر تعریف می‌کرد تا زمانی که باهاش دعوای شدیدی کردم و این باعث شد من بهش شک کنم یکم توی هر چیزی یا هر جایی که میره
    حالا سوال من اینه اگه شما بخوای باهمسرم حرف بزنی چی بهش میگی یا چیکار باید بکنه تا این اشتباهی که کرده رو جبران کنه یعنی این حرفایی که به من زده؟

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست من
      همسر شما نباید این موضوعات را برای شما بازگو می کرد. اما این را هم بگویم که گذشته تمام شده است. بهتر است دیگر به این موضوعات دامن نزنید. شما حق دارید که اگر نشانه های خیانت را دیدید نگران شوید.

  • . گفت:

    سلام. من متوجه خیانت مادرم به پدرم شدم نمیدونم باید چیکار کنم با کسی از اعضای خانواده مادرم مثل خاله داییی بگم یا خودم حلش کنم!
    اگه چیزی بگم مطمئن هستم مادرم قبول دار نمیشه
    بعد از این موضوع همه زندگیم مختل شده، از خودم متنفرم که بچه چنین زنی هستم

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست من
      نه عزیزم اصلا در مورد این موضوع با کسی صحبت نکن. اول از همه باید بتونی خودت رو آروم کنی. با مشاور صحبت کنی و در صورت لزوم در این مورد فقط با مادرت صحبت کنی.

  • الهام گفت:

    با سلام ببخشید من الان ر دوره عقد هستم و با همسرم مشکلی ندارم ولی ایشون وقتی با من یک تصمیمی میگیرن میرن به مادرشون اطلاع میدن و اون تصمیم کنسل میشه و همسرم با مادرش دعوا میکنن و بعد که مادرش حالش بد میشه میگه مقصر تو بودی که مثلا گفتی بریم مسافرت؟ میخواستم بدونم باید چکار کنم اوایل نامزدی اینطور نبود ولی الان اینطور شده و اینکه به من از حقوقی که میگیره نمیده تا خودم بگم تا الان دوبار گفته چرا من باید پول بدم بعد که میگم میگه من کی گفتم من منظوری ندارم یا به من میگه چرا من باید مسافرت برم با ماشین؟

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوس عزیز
      الهام جان بهتره در این مورد با همسرتون به دور از تنش و مشاجره صحبت کنید. و از ایشون بخواهید که موضوعات خصوصی بین دو نفره تون رو به نفر سوم نگید. در صورت لزوم می تونید از زوج درمانگر کمک بگیرید.

  • یلدا گفت:

    سلام ، دختری ۲۸ساله هستم، که در سن ۱۸ سالگی از روی احساساتم تصمیم به نامزدی با پسرخاله ام گرفتم ، از اونجایی که تا به حال با پسری معاشرت نداشتم ، ارتباط در دوره نامزدی با نامزدم خیلی سخت بودم به طوریکه نمی تونستم به راحتی با ایشون حرف بزنم و ایشونم خیلی اخلاقیاتشون مثل من بود .همیشه به ازدواج و عاشق شدن بدبین بودم اما احساس نیاز به یک شریک زندگی رو داشتم و هیچ وقت نتونستم عاشق کسی بشم ، ترس از ازدواج و عدم عشق باعث شد که نامزدیم رو بهم بزنم ولی با وجود اینکه ۸ سال از این اتفاق میگذره در طول این سال‌ها خیلی به ایشون فکر میکنم و شخصیتی دارم که در مقابل جنس مخالف گارد میگیرم و اجازه آشنایی رو به کسی نمیدم. شخصیتم ضد مرد هست ،به دلیل اختلافات پدرو مادرم ، ازدواج رو کاری بیهوده می دونم .هر کسی هم بهم ابراز علاقه کنه حس خوبی ندارن نسبت به این اتفاق.

    در این ۸ سال همش تو ذهن مرور میکنم که کار درستی بود که رابطه رو بهم زدم یا نه؟

    یه موقع هایی پشیمون میشم ولی یه موقع هایی نه.

    با وجود اینکه نامزد سابقم از هر لحاظ مورد خوبی برای ازدواج هست.

    بیشتر اوقات دو دل هستم که به خاطر احساس گناه هست که بهش فکر میکنم یا از سر علاقه ست؟

    یه چند بار هم که از اطرافیانم در مورد احتمال ازدواجش شنیدم ، خیلی ناراحت شدم.

    از احساسم نسبت به ایشون مطمئن نیستم؟

    آیا واقعا به ایشون علاقه دارم یا نه؟

    یا به خاطر منافع خودم و پیدا نکردن فرد بهتر به ایشون فکر میکنم؟

    گاهی اوقات فکر میکنم از لحاظ ظاهری از ایشون خوشم نمیاد.

    الان ۸ ساله که فکر و خیال داغونم کرده، افسردگی گرفتم و ۸ ساله که دارم عمرم رو به بطالت میگذرونم.تا این سن شغل درست و حسابی ندارم ، اغلب به موقع نمیخوابم و اغلب روزها کلا خوابم، هیچ هدفی ندارم ، در صورتیکه قبل از این اتفاق به تحصیلاتم امیدوار بودم با وجود اینکه لیسانس دارن شغلی پیدا نکردم و برای خیلی از کارهای زندگیم کاملا بی انگیزه شدم.

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز شما قبل از هرچیزی به مشاوره فردی نیاز دارید تا بتوانید خودتان را پیدا کنید.
      به یک خودشناسی برسید و بفهمید که کجای زندی هستید و از زندگی چه چیزی می خواهید.
      بهتر است که با یک روانشناس بالینی در ارتباط باشید.

  • سارا گفت:

    سلام خواستم از مجموعه خوب شما تشکر کنم ممنونم از تیم مشاوره توانمند و دلسوز شما

  • سونیا گفت:

    سلام وقت بخیر.
    من ۳۱ سالمه و ی دختر گل و مهربون ۱۷ ماهه دارم، مدتی هست همش خود ب خود دلم گریه می خواد و می خوام بلند بلند گریه کنم، بعدشم دخترم بچه‌اس شیطونه درست و غلط چیزی رو متوجه نمی‌شه ولی نمی دونم چرا با وجود آگاهی ب این موضوع تو همین مدت همش در حال دعوا با دخترمم اصلا حوصله بازی باهاش ندارم فقط اون نیس حوصله هیچ کاری رو ندارم، دوباری کتکش زدم و بعدش نشستم گریه کردم خودمو زدم. اینم باید بگم من از اول نشخوار فکری زیادی دارم، مثلا ی اتفاقی که ۵ سال پیش افتاده و منو ناراحت کرده تو ی بازه زمانی مثل pms میاد به ذهنم و اعصابمو ب هم می ریززه چیکار کنم کجا برم.
    از بین همه این رفتارا بد رفتاری با دخترم خیلی اذیتم می‌کنه.

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز عادت های بدی مثل نشخوار فکری باعث بی حوصلگی و افسردگی در شما شده است. بنابراین باید نشخوار فکری خود را درمان کنید. حتما باید یک دوره رواندرمانی یا طرحواره درمانی بگذرانید. با این کار هم به خودتان کمک می کنید و هم به اطرافیانتان.

  • 💔 گفت:

    سلام من ی دختر ۱۶ ساله هستم و عاشق پسر عموم هستم از بچگی دوسش داشتم ولی خانوادم شدیدا مخالفت میکنن و میگن ب دردت نمیخوره واسه زندگیت نمیشه تقریبا دو سال هم همیشه باهم هستیم الان ازش جدا شدم بخاطر خانوادم و بدون اونم نمیتونم خیلی وقتا فکر خودکشی میزنه به سرم یا بلایی سرم خودم بیارم زندگی کردن بدون اون برام خیلی سخته میشه بهم کمک کنید؟

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در حال حاضر سن شما برای فکر کردن به ازدواج خیلی کم است. بهتر است که فرایند فراموشی را با کمک یک مشاور خوب طی کنید و در حاضر روی مسائل درسی و آموزشی خود تمرکز داشته باشید.

  • حانیه گفت:

    سلام وقت بخیر. بنده با فردی در دانشگاه آشنا شدم . قصد هردو ازدواج بود . من قبلا ازدواج کرده و جدا شدم و روز اول این موضوع رو برای ایشون توضیح دادم و ایشون گفتن ک مشکلی با این موضوع ندارن و حتی خانوادشون هم قبول میکنن و بعد ی مدت آشنایی میخوان با مادرم صحبت کنن و سپس با خانواده خودشون. همه چی خوب پیش رفت تا اینک قرار شد با خانوادشون مطرح کنن و الان میگن ک خانوادشون مخالف هستن و خیلی سرسنگین شدن باهام .حالا من نمیدونم چیکار کنم و چی بگم بهشون؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید

    • ادمین ادمین گفت:

      سلام دوست من
      حنانه جان شاید دلیل عقب کشیدنشون این موضوع نباشه. یعنی این موضوع فقط یک بهانه باشه. بهتره که در مورد ارتباط و رابطه تون با ایشون مفصل صحبت کنی. و اگر نظرش مخالفه، هرچه زودتر از این رابطه بیا بیرون.

  • نرگس گفت:

    سلام من و پسری همدیگه رو در فضای مجازی دنبال میکردیم و من به ایشون خیلی علاقه مند شدم چون مطالبی که میذاشت درباره صداقت بود و ایشون رشته روانشناسی میخونن و من فکر میکردم ادم دانایی هستن تنها مکالمه بین ما این بود که من دانشگاهشونو پرسیدم و ایشون اسم دانشگاه دیگه ای اوردن در حالی که هم دانشگاهی بنده هستن بعد اینکه من و ایشون در دانشگاه رو در رو شدیم و فهمید دروغش لو رفت من رو آنفالو کردن من هنوز به ایشون علاقه زیادی دارم میخوام باهاشون ارتباط داشته باشم چیکار کنم

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز وقتی شما متوجه شدید آدمی که از صداقت دم میزده، دروغگو می باشد. چرا باید به دنبال ارتباط با ایشان باشید. از طرفی وقتی شما را آنفالو کرده یعنی ایشون علاقه ای به این ارتباط نداره. بهتر است که با یک مشاور در ارتباط باشید و ایشون را فراموش کنید.

  • نازنین گفت:

    سلام . من شدیداً به مشاوره روانشناسی احتیاج دارم اما نه شرایط مراجعه به جایی رو دارم و نه میتونم تلفنی مشاوره بگیرم چون خانوادم از مشکلاتم خبر ندارن و حتی نمیتونم بگم مشکلم چیه و حتی اگر بگم هم توانایی پرداخت هزینه رو نداریم . هر روزی که میگذره اوضاع داره بدتر میشه… چکار کنم؟ هیچکس نیست که رایگان کمکم کنه؟ واقعا کمک نیاز دارم…

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در اینجا می توانید سوال خود را بپرسید. مشاوران ما سوال شما را به طور کامل پاسخ می دهند.

  • سام گفت:

    سلام خسته نباشید تشکر از سایت خوبتون.
    سوالی داشتم خدمت شما … زمانی که درب ماشین میبندم و میرم بیرون چند دقیقه بعد فک میکنم درب قفل نکردم و میام چک میکنم و خیالم راحت میشه که در قفل هست.آیا این کار من وسواس هست و راهکار این چیه که برنگردم و چک کنم؟

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز برای تشخیص وسواس به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. اما برای درمان باید بگویم تا زمانی که به چک کردن ادامه بدهید بیماری شما بیشتر می شود. باید بتوانید چک کردن را کتار بگذارید و در این مورد نیاز دارید که از یک مشاور همراه کمک بگیرید.

  • ناشناس گفت:

    شوهرم بهم خیانت میکنه میگم چرا خیانت میکنی میگه برات چیزی کم نمی‌گذارم دلم میخاد گوه نخور فحوش میده کتک میزنه منو

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز دلیل ادامه زندگی تان چیست؟ بهتر است از مشاور زوج درمانگر کمک بگیرید.

  • زهرا گفت:

    شوهرم بهم خیانت میکنه میگم چرا اینگارمبکنی میگه چیزی برات کم نمی‌گذارم دلم میخاد کتکم میزنه

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز دلیل شما برای ماندن در این زندگی چیست؟ لطفا تماس از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید تا بتوانیم بهتر شما را راهنمایی کنیم.

  • سجاد گفت:

    سلام همسرم میوه های یخچاله خونمونو میبره واسه مادرش..اصلا نمیتونم این کارشو درک کنم..اگه میوه خاصی دوس داره هروقت که داریم خونشون میریم همونو بگیر اما از یخچال خونه که واسه زندگی خودمونه بیرون نبر..من زیادی حساس شدم یا واقعا کارش اشتباست؟؟

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز دلیل رفتار همسرتان چیست؟ بهتر است در مورد این مسئله با همسرتان صحبت کنید و با هم به توافق برسید.

  • ساغر گفت:

    سلام
    کودک ۳ ساله دارم که رفتارهاش عجیبه،خیلی شیطونه و در هر جمعی دایما مورد تذکر قرار میگیره،توی خونه همش به وسایل پر خطر علاقه داره و جیغ میزنه،ممکنه دچار بیش فعالی باشه؟

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که کودک شما توسط روانشناس کودک مورد بررسی قرار بگیرد. با ند نشانه نمی توان گفت که فرزند شما حتما بیش فعال است.

  • پریسا گفت:

    سلام وقت بخیر
    من ۸ ساله ازدواج کردم.متاسفانه همسر من از اول آدم انتقاد پذیری نیست ولی خودش به شدت از ریز و درشت کارهای من و بچه انتقاد میکنه.
    اصلا گوش شنوا نداره نسبت به هیچ موضوعی زبون تلخی هم داره.برای مثال دیشب بچم در ماشین بسته نمی شد داشت باهاش ور میرفت تا ببنده (۵ سالشه)آخرسر با لگد بست.میگم پسرم چرا این کار رو میکنی همسرم پیش بقیه میگه حتما تو یادش دادی با لگد در رو برنده.
    شب چیزی نگفتم ولی صبح بهش میگم چرا اون حرفو ردی یکی دوتا حرف تلخ زد پاشد رفت.
    هرچی باهاش خوب تا میکنم اون بدتر میکنه.
    امان از روزی که من یه اشتباه کوچک داشته باشم.تا یک هفته با اخلاق و رفتار بد و تلخ مدام گوشزد میکنه و زهر می ریزه.خواهش میکنم کمکم کنید من چکار کنم.

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز اگر همسر شما آدم انتقادپذیری نیست می توانید روش انتقادی خود را تغییر دهید. مثلا زمانی که می خواهید از یکی از کارهای ایشان انتقاد کنید ابتدا یک ویژگی مثبت او را بگویید بعد انتقادتان را به صورت محترمانه بیان کنید. و بعد از آن مجدد یک ویژگی مثبت ایشان را بگویید. یعنی انتقاد خود را در بین دو تا از ویژگی های مثبت ایشان بیان کنید.

  • اسما گفت:

    سلام من ۴ساله ازدواج کردم ی بچه ۲ساله دارم همسرم همش مقصر همه چیزو من میدونه چند روزه خیلی اذیت میشم تو کارش پشرفت کرده دیگ وقتی برای منو پسرم نمیزاره همش میگ مشغله فکری دارم زود میخوابه ساعت ۸خونس ۱۰میخوابه بهش میگم ازم دور شدی میگ تو منو درک نمیکنی باید چ کار کنم لطفا راهنمایم کنید

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز الیل تین مشکلات این است که نیاز های مبفاوت بالا آمده است… نیاز به پیشرفت از سمت همسرتون… و نیاز به محبت و توحه از سمت شما….
      وقتی شما نیازهای متفاوتان بالا اومده بهتره که این نیازها را مدیریت کنید. یعنی مقداری شما نیاز همسرتان به پیشرفت را در ک کنید و مقداری هم ایشون نیازهای شما را برآورده کند.

  • مینا گفت:

    سلام.۳۷ سالمه و ۶ ساله ازدواج کردم از روز اول مشکل فرهنگ طبقاتی داشتم هنوزم دارم به ظاهر و دید دیگران زندگی خوبی دارم اما هیچ وقت پیش کسی چیزی نگفتم سر هر چیز کوجیکی بحث و دعوا راه میندازه گوش شنوا نداره با دقت گوش نمیده حتی خونوادشم خودشون اعلام میکنن اگه من نبودم الان اینجایی که هست نبود بعد مردن پدر و مادرشم هنوز خرج خواهر مجردش که منشی هست و میده اما تو این ۷سال نشده یکبار خودش بگه شماره کارت بده برات پول بزنم یا این ده تومن خرجی امروز همیشه به زور و دعوا باید بگیرم حتی کادو تولد و عید و…… اما سمت خودش هر کدوم پول بخوان میده و دیگه برگشتی هم نداره هیچ وقت تو این ۶سال خونه داری پشتم نبوده حتی تو بحث و اینها همیشه پشت کرده به من و خونوادشو چسبیده ترس از مرگ اگه نداشتم خودنو میکشتم خودشو ۱۰۰ میدونه و من و صفر فرهنگ و وضع مالی مون خیلی باهم فرق داره نمیدونم چرا از ۲۰ سالگی هرکی اومد رد کردم و تو سی سالگی این نصیبم شد پدرم کارگره اما آپارتمان ۳طبقه تو شهر مشهد منطقه رو به بالا بودم اما از اطراف تهران یه محله داغون اومد من و بدبخت کرد معرفمون ازش تعریف میکرد بیرون همینجوریه حتی جلو خونواده خودمم تعریفش و میکنن اما تاحالا نگفتم خونوادم میان و میرن قبل و بعدش چه منتهایی میزاره حتی به خود من روا نمیبینه یه لقمه نون بخورم هرردز سر سفره یه حرفهایی میزنه و میگه منم که زود رنج و مغرورم بهم برمیخورهو غذا نمیخورم شده حتی یه وقتهایی ۵ روز به حز آب چیزی نخوردم اما همش بخاطر آبروی خودم و خونوادم سکوت کردم و چون خانه دارم تصمیم به رفتن نگرفتم والا صدبار میرفتم هیچ جا یادم نمیاد پشتم بوده باشه یا یه جا یه تعریفی کرده باشه که دلم خوش باشه پرستاری مادرشو کردم خواهراش نرفتن بیمارستان اما من احمق …. تا حالام نشده خونواده یا وضع پایین شونو تو دعوا به رو بیارم از سر سایه من و پاقدم من تونست تو شهرداری امضا جمع کنه و یه دفتر فنی بزنه اونم بخاطر خاله ام که معرفمون بود والا هنوزم همکارها میگن اگه تو نبودی هیچ کدوم مون براش کاری نمیکردیم چون خالی بنده اره خیلی تابلو وعده وعید میده دلم میخواد برم گم بشم اگه فکر آبرو و غصه مامان و بابامو نداشتم میرفتم خیابونی میشدم هرجایی میشدم بهتر از این زندگی گند بود یک ساعت بعد هر دعوا و بحث شدیدی میاد قربون صدقه اما چه فایده ردز بعد همون آش و همون کاسه چند بار شکسته بشم چندبار وصله و پینه کنم اگه بخدا دلم براش نمیسوخت و فکر آبرو میرفتم اگه من برم مهریه مو بگیرم هیچی دیگه نداره و هیچکی هم راش نمیده تو خونه حتی همون خواهرش که محرده چه برسه به بقیه مطالب روانشناسی زیاد خوندم عمل میکنم اما هیچ تاثیری نمیبینم بیشتر اذیت میشم دوبار مشاوره رفتم میگن طلاق بگیر هنوز بچه نداری تاکید به زندگی نکردن اما نمیدونم چرا نمیتونم پای رفتن ندارم پاهام یاری به رفتن نمیکنن تا میگم برم کلی فکر و خیال همه میاد تو ذهنم اما نشده یکبار به ذهنم بیاد که خودم که نجات پیدا میکنم همیشه و همیشه و همیشه به دیگران فکر میکنم تا خودم نمیدونم کی این اخلاق گندم میره کنار یه وقتهایی قتدش بالاس پرهیزم نداره میگم اگه بمیره راحت میشم نمیدونم چرا چند بار تصمیم به خودکشی خودم کردم قرص خوردم یا با شلنگ و طناب و سیم برق پیچیدم دور گردنم خودمو خفه کنم یا اومده گرفته یا اخراش خودم شل شدم تو رو خدا یکی بگه چکا کنم حتی یه سری کارهاشو من انجام میدم بعد طلبکاره میگم نکنم ولش کن اما دست خودم نیست میگم ولش کن گناه داره بازم انجام میدم و حرف میخورم و فش میخورم نمیدونم یه وقتهایی میگم شاید من بَدَم اما به کارها و رفتارهام نگاه میکنم میبینم نه حتی همه فامیل خودم و فامیل خودش همه میگن مثل تو عروس ندیدیم نمیدونم میگم اگه من بدم چرا خونوادش خودشون میگن مهدی دروغگو رو هیچ حرفش نمیشه حساب کرد اگه تو زنش نبودی باهاش حرف نمیزدیم از وقتی اومدی آبرو خونوادمون خریدی ۶ تا عروس دیگه سرمونو پایین انداختن اما تو یه چیز دیگه ای نمیدونم بخدا خدبم یا بد خودمم موندم

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در ابتدا شما باید روی خودتان کار کنید. با توجه به صحبت هایی که داشتید من احتمال میدم که شما گرفتار تله ایثار و تایید طلبی هستید. شما نیازهای دیگران را به خودتان ترجیح می دهید. و به دنبال این هستید که دیگران شما را آدم خوبی بدانند.
      آرامش و آسایش خودتان برایتان مهم نیست. مهم برایتان این است که دیگران شما را تایید کنند. دوست عزیز بهتر است که از خدمات مشاوره ای مرکز پیام مشاور کمک بگیرید. تا ابتدا بتوانید شناخت کاملی نسبت به خودتان بدست آورید. و بعد از تعدیل تله های شخصیتی خودتان بتوانید با مشاوره زوج درمانی مشکلتان را با همسرتان حل کنید.

  • بهمن گفت:

    سلام وقت بخیر ببخشید من حدود ۷ ماهه که کلا اعصابم بهم ریخته و با کوچکترین موضوعی عصبی میشم مشکلاتی که باعث اینکار شده اولی مشکلات کاریم هست که عده ای سعی در اخلال کارم دارن و دومی پسر بزرگم که ۱۰سالشه هست که زیاد به درس اهمییت نمیده و اکثرا دنبال درست کردن وسایل خراب و بازی هست البته نه بازی های رایانه ای و گوشی مثلا درتخیلش ماشین سواری میکنه و سروصدا میکنه ومیدوه و مشکل سومی خواهرم هست که دوسال باشوهرش اختلاف دارن و با دوتا بچه اش اومده پیش ما و بعضی وقتا خودشو به مریضی میزنه که اون موقع ها هم کلا عصبی میشم میگم یه چیزی بهش بگم که بازم ملاحظه میکنم و حالاهم با کوچکترین حرکت بچه هام عصبی میشم سرشون داد میزنم وبعد هم خودم ناراحت میشم که چرا اینطوری کردم خانواده ما الان ۹نفری هست
    من ازشما خواهش میکنم کمکم کنید متشکرم از زحمات تون

    • ادمین ادمین گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز این خانواده 9 نفره شامل پدر و مادرتون هم میشه؟ یعنی در کنار والدینتان زندگی می کنید؟
      در مجموع باید گفت که بهتر است برای مشکلات پیش آمده فکر کنید و راه حل مناسب پیدا کنید. و این را در نظر داشته باشید که همه افراد در زندگی شان مشکلاتی دارند و بهتر آن است که برای این مشکلات به دنبال راه حل باشید. فرزندتان هم باید توسط یک روانشناس کودک مورد بررسی قرار بگیرد.

  • راضیه گفت:

    سلام من 18 سالمه مجرد هستم و با خانواده ام زندگی میکنم و دیپلم هم گرفتم دارم برای کنکور میخونم من چندتا مشکل دارم اینه که شبا نمیتونم بخوابم برای همین همش گوشی دستمه تا نزدیک صبح چون وقتی گوشی میزارم کنار به یه چیزهایی فکر میکنم که باعث میشه شب گریه کنم مثلا مرتب به این فکر میکنم اگر یکی از مهم ترین فرد زندگیم رو از دست بدم من چکار کنم مثل پدرم و مادرم و خواهرم مامان بزرگم(فقط مادر پدریم)(چون باهم زندگی میکنیم) من نمیدونم چکار کنم خیلی اذیتم بعضی وقتا تو روز هم بهشون فکر میکنم و اینکه یه چیز دیگه اینه که من رشتم تجربیه میخوام واسه کنکور بخونم اما نمیتونم نمیشه هی با خودم میگم میرم کار منم که پول دربیارم کمک خانواده ام باشم اخه وضع مالی خوبی نداریم بعد خانواده ام نمیزارن کار کنم منم تو اینستا میخوام بلاگری کنم که زودتر پول دربیارم فقط برای اینکه کمک خانواده و بابام باشم بعد خانواده ام دوست دارن من درس بخونم همه کلاس ها رو هم برام فراهم میکنن اما نمیدونم چرا نمیشه نمیتونم من دوس دارم قبول شم مثلا پزشکی و مامایی و پرستاری رو خیلی دوست دارم اما نمیدونم چرا نمیشه نمیدونم چرا نمیتونم خیلی دوست دارم درس بخونم اما بی حوصلگی میکنم محل نمیدم خودمم میفهمم کلافه میشم اعصابم خورد میشه بخاطر اینکه نمیرم دور درس اما نمیدونم چکار کنم حالم خیلی بده فکر میکنم همه فشار خانواده فقط رو من که من باید زودتر کار کنم پول در بیارم کمک خانواده ام باشم
    بعد اینکه من هردو رو نمیتونم باهم انجام بدم اول فکر کردم میشه منظورم کار و درس
    الان میبینم نمیشه
    میشه کمکم کنید میشه بگید باید چکار کنم بخدا خیلی خستم نابودم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز شما ترس از دست دادن دارید. که این مورد باید توسط روانشناس بررسی شود. اما در مورد کار و درس، اگر به درس علاقه دارید و فقط به خاطز شرایط مالی به دنبال کار کردن هستید. بهتر است که کار کردن را مقداری به تعوبق بیندازید و در حال حاضر روی درستان تمرکز کنید. بعد از قبولی در دانشگاه می توانید در کنار درستان کار هم بکنید. اما در در شرایط فعلی یک برنامه ریزی درست انجام دهید و روی درس کنکور و دانشگاه تمرکز کنید.

  • ایز گفت:

    سلام وقت بخیر
    خانم ۳۵ ساله ، ساکن حومه تهران ، مجرد
    گذشته خیلی بدی داشتم که از دوره راهنمایی برام شروع شد با وجود اینکه به درس علاقه داشتم اما خب افت تحصیلی کردم نمیدونم شاید به این دلیل که از لحاظ چهره زیبا نبودم و دخترای دیگر رو میدیدم اعتماد به نفسم پایین بود تا دانشگاه به همین صورت گذشت ، خودم رو دوست نداشتم ، دانشگاه رو در رشته شیمی دانشگاه پیام نور گذراندم چونکه شنیده بودم کسی که پیام نور میره تنبل ، اونجا از همه بیشتر حالم بد بود اما مجبور بودم چون که سه سال پشت کنکور بودم با وجود اوضاع مالی بدی که داشتیم فقط به خاطر حرف مردم ، دوره دانشگاه متوجه شدم که کم خونی خیلی شدید داشتم و آزمایش که دادم متوجه شدم بیماری تیروئید هاشیموتو دارم ، معلوم شد اون همه حال بد من به خاطر بیماری بود که داشتم و درجریان نبودم ، بعداز فارغ التحصیلی هرجا رفتم برای کار قبول نکردن نمیدونم ظاهرم رو که میدیدن قبول نمیکردن چون من اصلا آرایش نمیکنم و این مدلهایی که میبینید نمیپوشم ، دوست دارم برم سرکار و به خانوادم کمک کنم از پدر و مادرم خجالت میکشم ، اینکه به این سن رسیدم و هنوز ازدواج نکردم و سربارم ، هر کس که اطراف ما بود همه ازدواج کردن حتی کوچکترها ، واقعا دارم دیوانه میشم ، حالم بسیار بد ، ممنون میشم راهنماییم کنید .
    تشکر

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز شرایط فعلی شما مخصوص خودتان نیست. در حال حاضر خیلی از جوانان هم سن و سال شما همین شرایط را دارند. سن ازدواج بالا رفته است و در وضع کنونی هر کسی تن به ازدواج نمی دهد. بنابراین فکر نکنید فقط شما هستید که این دوران بد را تجربه می کنید.
      روی اعتماد به نفستان کار کنید. تکنیک های بالا رفتن اعتماد به نفس را انجام دهید. و این نکته را در نظر داشته باشید که هر کسی ظاهر و چهره ای دارد که مخصوص به خودش است. و مطمئنن هیچکس را خدا زشت نیافریده است. با دید بهتری به خودتان نگاه کنید.
      سعی کنید خودتان را توانمند کنید. اگر با رشته تحصیلی تان کار پیدا نمی کنید. یک مهارت دیگر کسب کنید و با آن به دنبال کار باشید.

  • رضا گفت:

    سلام من نزدیک به 13 ساله باهمسرم زندگی میکنم که دختر 11 ساله دارم همسرم به من خیانت میکنه هردفعه که میفهمم کلی جروبحث میکنیم ولی باز دوباره شروع میکنه به مادر خانمم گفتم اونم کلی باهاش صحبت کرد ولی باز شروع کرد تا همین چندروز باز دوباره فهمیدم گفتم اگه منو نمیخوای برو منو عذاب نده اونم زدزیر گریه که من از اول تورو نمیخواستم مادرم گفته برین خونه خودتون بچه دار بشین خوب میشین میگم کسی رو قبل من دوست داشتی میگه نه بعد بچه دار شدنمون با دوستت که نوه عموت هست منم گفتم اگه واقعا تو پیشش خوشحال هستی ودوستش داری برو بنظرتون کارم اشتباه بوده چون واقعا خیلی دوسش دارم اونم تصمیم به رفتن گرفته حالا چیکار کنم میشه راهنمایی کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز این نکته را در نظر داشته باشید که با زور و اجبار نمی توانید کسی را در زندگی خودتان نگه دارید.
      حتی اگر موفق هم شوید زندگی خوبی نخواهید داشت. پس بهتر است که با هم صحبت کنید. چند جلسه مشاوره داشته باشید و در مورد زندگیتون به نتیجه برسید.

  • مهسا گفت:

    سلام.لطفامنوراهنمایی کنیدازاین سردرگمی بیرون بیام.من خانم ۴۰ساله ای هستم که ۹ساله ازدواج کردم.من دختری ازخانواده ی غنی وهمسرم پسری ازخانواده ی فقیری بودیم.توی این ۹سال زندگی همه جوره شوهرموساپورت کردم هم ازنظرعاطفی وهم ازنظرمالی که ازطرف خانواده م تامین میشدیم بطوری که مادرم نمیخواست دخترش بره مستاجری یه خونه برام وبنام خودم خرید.بماندکه چه کتک کاریهایی ازشوهرم داشتم که خونه روبنام اون بزنم ولی من باوجوداون کتکهااینکارونکردم وبنام خودم زدم .تواین ۹سال ازهمسرم خیانت دیدم.بددهنی دیدم.کتکهای زیادی خوردم ویعنی اینطوربگم که هنوزبعداز۹سال مانمیتونیم باهم بدون کتک کاری حرف بزنیم.شوهرم منوبه حدی میزنه که بیهوش میشم وزمانی بهوش میام که میبینم بالیوان اب بالای سرم ایستاده وازاون بالااب روی روصورتم میریزه دقیقامثل سواک که تلویزیون نشون میداد.خلاصه میکنم یکماهی میشه نقل مکان کردم واومدم تهران.هرروزدادوبیدادمیکردکه خونه روبفروش وطلاهاتوبفروش که تهران خونه بخرم.اینم بگم که تابحال حتی یه تیکه طلابرامن نخریده حتی حلقه ی ازدواجموخانواده م خریدن وهرچی دارم مال خونه ی پدریم هست.بخاطراینکه هرروزبهم فشارمیاوردکه خونه وطلاهاتوبفروش رفتم خونه روزدم بنام مامانم که برام خریده بود.الان باشوهرم به مشکل خوردم وبه دروغ میگه نصف اون خونه مال منه وسهم منه.هیچ مدرکی برای این ادعای دروغش نداره.الان این خونه ای روهم که رهن کرده پولشوازبرادرم گرفته.میگه پولی ندارم بهش بدم واگه سهمم روندیدپول برادرتونمیدم.۳۰۰میلیون ازداداشم گرفته.خواهش میکنم راهنماییم کنید.خانواده م میگن ازش جداشو.نمیدونم چکارکنم.لطفاکمکم کنید🙏

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در مورد مسائل مالی باید به شما بگم زمانی که ایشون هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات اینکه نصف خونه برای ایشون هست، رو نداره نمی تونه چیزی از اون خونه را بگیره. و جای نگرانی نیست. اون خوته برای شماست.
      اما در مورد روابط خودتان اگر کتک زدن های ایشون واقعا در این حدی است که می فرمایید ادامه زندگی با ایشون یکم خطرناک هست. ایشون بسیار عصبی هستند و برای ترک این عادت حتما باید تحت نظر روانشناس باشند. بهتر است که از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و به مشاور خانواده مرکز وصل شوید تا بهتر شما را راهنمایی کنند. و شما بتوانید یک تصمیم درست و منطقی برای زندگی تان بگیرید.

  • سحر گفت:

    سلام وقت شما بخیر
    ببخشید همسر من مدت زیادیه بیکار هستش و اصلا بدنبال کار نمی ره و هروقت میگم میگه تا کار با درآمد بالا نباشه نمیرم و نهایتا میگه تو به من استرس میدی واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفا منو. راهنمایی کنید ممنون

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز لطفا اطلاعات بیشتری به من بدهید که بتوانم شما را راهنمایی کنم. شغل قبلی همسر شما چه بوده است؟ تحصیلات ایشون چیه؟ و علت بیرون آمدن از کار قبلی چه بوده است؟ این موضوع نیاز به بررسی های بیشتری دارد. اگر برایتان مقدور است لطفا از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید تا بهتر بتوانیم شما را راهنمایی کنیم.

  • سپیده گفت:

    سلام خسته نباشید همسرم خیلی بددله طوری که الان 13روزه منو بچه هامون توخونه زندانی کرده و من بجز پدرو مادرم هیچ کسی رو ندارم باید چکارکنم نمی‌خوام پدرو مادرم از موضوع باخبر بشن همسرم باخانواده خودش خوبه و هرچی بدی میکنن به چشم نمی‌بینه ویکسره باهاشونه ولی برای منو بچه هام مثل شمرمیمونه

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      این مسئله خیلی جدی است و همسر شما تا حدی دچار شکاکیت می باشد و این مسئله به شما و فرزندانتان آسیب زیادی از نظر روحی و جسمی وارد می کند. لطفا از همسرتان بخواهید تحت درمان قرار بگیرد. و الا این مسئله هر روز بیشتر و بیشتر می شود.

  • النا گفت:

    سلام. تروخدا جواب منو بدید
    من از بچگی وسواس داشتم. الان هم وسواس فکری دارم . همش به یه موضوع الکی فکر میکنم. به نظرتون چیکار کنم که دیگه به چیزای الکی فکر نکنم؟ منو راهنمایی کنید لطفا ممنونم.

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز وسواس بیماری است که باید به طور عمیق بررسی شود و حل شود. اگر نتوانید این بیماری را تعدیل کنید ممکن است در آینده مشکلات شما را بیشتر کند. اما در مورد وسواس فکری که دارید باید بگویم که این وسواس به نشخوار ذهنی تبدیل شده است. یکی از تکنیک های از بین بردن نشخوار فکری، پرت کردن حواس است. وقتی خیلی به یک موضوع فکر می کنید یک لحظه سعی کنید تمامی حواس پنج گانه خود را به کار بیندازید.گوش دهید که چه صدایی می آید، اطراف را خوب ببینید، یک چیزی را مزه مزه کنید، بو کنید که چه بویی می آید. و یک چیزی را لمس کنید. این باعث می شود که شما در زمان حال قرار بگیرید و رشته افکار وسواسی تان پاره شود.

  • دودانگه گفت:

    سلام وقتتون بخیر
    من خیلی اعتماد به نفس ام پایین، اصلا توی جمع نمیتونم صحبت کنم. همش استرس میگیرم، میخواستم بدونم، چه کاری میتونم توی این زمینه انجام بدم. که اعتماد به نفسم بیشتر بشه.
    سپاس بیکران

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز برای این کار باید از تکنیک های بالا رفتن اعتماد به نفس استفاده کنید. مثلا یکی از تکنیک های بال رفتن اعتماد به نفس این است که لباس مرتب بپوشید و سعی کنید خوش پوش باشید. به گونه ای که خودتان از پوششتان لذت ببرید. روش دیگر اینکه هنگام صحبت کردن سعی کنید از زبان بدن استفاده کنید. این کار باعث می شود نسبت به خودتان و بیانتان حس بهتری داشته باشید.
      با تمرین و تکرار تکنیک های افزایش اعتماد به نفس به مرور زمان اعتماد به نفش شما بالا می رود.
      برای گرفتن اطلاعات بشتر و مشاوره در زمینه کمبود اعتماد به نفس از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید.

  • شقایق گفت:

    سلام به مشاوره نیاز دارم. حالم بده. همش احساس تنهایی می کنم. احساس میکنم توی این دنیا هیچکس رو ندارم. ۲ هفته پیش با کسی که قرار بود باهاش ازدواج کنم کات کردم. الان خیلی حال بدی دارم. باید چیکار کنم حالم خوب بشه. تروخدا منو راهنمایی کنید😔😔😔😔

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز
      حال بد شما بیشتر به دلیل قطع ارتباط با کسی است که قرار بود با شما ازدواج کند. این حس و حال شما طبیعی است. معمولا بعد از قطع ارتباط شما به مدت زمانی نیاز دارید تا بتوانید مجدد خودتان را پیا کنید. پیشنهاد من این است که در این شرایط حتما با یک مشاور در ارتباط باشید. مشاور به شما کمک می کند که راحت تر با موضوع کنار بیایید. میتوانید از تلفن ثابت با با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با یکی از مشاوران مرکز پیام مشاور که در زمینه رابطه و ازدواج تخصص دارند صحبت کنید.

  • باران گفت:

    سلام وقت شما بخیر
    یلداتون هم مبارک باشه
    خواستم از مجموعه خوب شما تشکر کنم بابت مشاورین دلسوزی که دارین مخصوصا از مدیریت مجموعه که با دقت و حوصله خواسته های ما رو بررسی میکنن و بهترین گزینه رو در اختیارمون میزارن
    من میخواستم از همسرم جدا بشم که با مشاور شما الان خیلی رابطه ام بهتر شده هم خودمو عوض کردم و هم یاد گرفتم چطور با همسرم برخورد کنم اونم خیلی داره بهتر میشه
    بازم ممنون

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز
      ممنون از محبت و قدرانی شما. خوشحالیم که توانسنیم برای شما مفید واقع شویم. دوست عزیز شماره های تماس مرکز ما را در اختیار دیگر دوستانتان قرار دهید. شاید بتوانیم برای دیگران هم مفید باشیم. با تشکر

  • مونس گفت:

    سلام
    من نیاز به یک مشاوره فردی دارم. من مدام در حال تمیز کردن خونه ام. مدام خونه رو تمیز میکنم حتی چمد بار ظرف ها رو میشورم. حالم خیلی بده. همش حس میکنم تمیز نشده. هرچی از بیرون میاد توی خونه رو اول ضدعفونی میکنم و بعد با مایع و اسکاج میشورم. حالم خیلی بده. حتی خودم در روز شاید دوبار هم شده که میرم دوش میگیرم. همش حس میکنم همه چیز کثیفه. تروخدا به من کمک کنید. چیکار کنم

    • نوروزی گفت:

      سلام خدمت شما
      دوست عزیز شما به احتمال زیاد از وسواس عملی رنج می برید. شرایط شما باید ببرسی شود و میزان وسواس عملی و فکری شما سنجیده شود. تا بهتر بتوانیم به شما کمک کنیم. اما یکی از روش های جلوگیری از وسواس، مقاومت در برابر رفتار وسواسی می باشد.
      اما به هر حال پیشنهاد من به شما این است که با یک روانشناس در ارتباط باشید.

نظری دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.