مشاوره تلفنی رایگان | مشاوره تلفنی رایگان 24 ساعته

مشاوره تلفنی رایگان

همه ما در زندگی گاهی با چالش هایی رو به رو می شویم، که تاثیرات منفی بر سلامت روان ما می گذارند. برخی اوقات عدم دسترسی به کلینیک های مشاوره حضوری، ضرورت استفاده از مشاوره تلفنی رایگان و مشاوره تلفنی رایگان 24 ساعته را ایجاب می کند.

یادگیری واکنش بهتر، در مقابل حوادث ناگوار زندگی زمانی امکان پذیر است، که از خدمات یک مشاور خوب بهره مند شویم. تا بتوانیم بسیاری از راهکارها را در زندگی مان بیاموزیم. و در موقع لزوم از آن استفاده کنیم.

مشاوره و یا استفاده از خدمات روانشناسی که توسط کلینیک های حرفه ای مثل مرکز مشاوره تلفنی پیام مشاور انجام می گیرد، به این معنی است که، مشاوران یا روان درمانگران، به مراجعان برای توسعه مهارت‌های شناختی و عاطفی بهتر، کاهش علائم بیماری روانی و مقابله با چالش‌های مختلف زندگی، کمک می کنند.

اما این تنها آغاز معنای مشاوره است. برای درک کامل کاری که یک درمانگر یا مشاور حرفه ای انجام می دهد، درک رویکردهای درمانی مختلف، مجوزها و عناوین مهم است.


پیشنهاد می شود از صفحه مشاوره روانشناسی تلفنی دیدن کنید.


مشاوره تلفنی رایگان

مشاوره تلفنی رایگان 24 ساعته | مشاوره چیست؟

برخی اوقات، اتفاقاتی در زندگی افراد رخ می دهد که خارج از توان ذهنی آنهاست. در این مواقع معمولا، پاسخ های هیجانی نامناسبی از خود نشان می دهند.

که گاها پیامد های تلخی را به همراه دارد. مشاوره ابزار قدرتمندی است که به شما کمک می کند تا خیلی سریع و آسان به اصل مسائل خود برسید.

در حقیقت این یک مهارت در زمینه برخورد صحیح در چالش های زندگی است که توسط یک فرد متخصص و مجرب ارائه می شود. می توان گفت مشاوره ارتباط بین یک فرد متخصص با یک مراجع می باشد.

فرد متخصص به تمامی حرف های مراج خود خوب گوش می دهد. و سپس با استفاده از رویکرد شناختی خود به دنبال حل مسله می باشد.

 

بهتر بودن مشاوره تلفنی نسبت به مشاوره حضوری

آیا تا به حال به مشاوره تلفنی فکر کرده اید؟ این می تواند جایگزین بسیار خوبی برای مراجعه حضوری به یکدرمانگر باشد. در اینجا چند مزیت وجود دارد که ممکن است قبلاً در نظر نگرفته باشید:

 

1- راحت تر بودن مشاوره تلفنی

بارزترین مزیت مشاوره تلفنی رایگان این است که راحت تر از جلسات حضوری است. شما می توانید در آسایش و بدون استرس با درمانگر خود از طریق تلفن صحبت کنید.

 

2- محرمانه ماندن اطلاعات

تلفن درمانی نسبت به جلسات حضوری، حریم خصوصی بیشتری ارائه می دهد.برای مثال، می‌توانید مشاوری را انتخاب کنید که در منطقه‌ای کاملاً متفاوت با شما زندگی می‌کند.

برای برخی، فکر نگاه کردن به چشمان کسی در هنگام بحث در مورد موضوعات خاص می تواند بسیار دلهره آور باشد. اینجاست که صحبت با مشاور از طریق تلفن می‌تواند راه‌حل خوبی باشد، زیرا بدیهی است که نیازی به دیدن درمانگر خود نخواهید داشت.

 

3- کاهش نرخ هزینه ها

در مشاوره تلفنی رایگان 24 ساعته هزینه ها کاهش پیدا می کند. هزینه های درمان بسته به مکان های مختلف می تواند متفاوت باشد. بنابراین اگر در جایی با هزینه های زندگی بالا زندگی می کنید.

اگر بتوانید با یک درمانگر در قسمت دیگری از کشور صحبت کنید، چه بسا ممکن است بسیار مقرون به صرفه باشد. علاوه برآن در مشاوره تلفنی رایگان شما دیگر نیاز به رفتن به مرکز مشاوره ندارید و هزینه های رفت و آمد شما حذف می شود.

 

مشاوره تلفنی رایگان | چگونه مشاوره بگیرم؟

1- مشاوره از طریق تلفن ثابت: برای گرفتن مشاوره از طریق تلفن ثابت، می توانید بدون گرفتن کد و صفر با شماره 9099072026 تماس بگیرید. بلافاصله به مشاور وصل می شوید. و می تانید گفت و گو را آغاز کنید. 

 

2- مشاوره از طریق تلفن همراه یا موبایل: برای گرفتن مشاوره از طریق تلفن همراه، می توانید با شماره 09981165858 تماس بگیرید. برای شما وقت مشاوره تنظیم می شود. و می توانید نهایتا 30 دقیقه بعد از انجام واریزی با مشاور وارد گفت و گو شوید.

 

3- مشاوره به صورت چت واتساپ: برای گرفتن مشاوره از طریق چت واتساپ می توانید وارد این لینک شوید و قدامات لازم را انجام دهید. مشاوره با چت واتساپ

 

4- مشاوره تلفنی رایگان از طریق ثبت نظر: همچنین برای گرفتن مشاوره تلفنی رایگان میتوانید در پایین همین صفحه، در قسمت ثبت نظرات، سوال خود را بپرسید. کارشناسان ما در کمتر از 24 ساعت پاسخ شما را می دهند.

 

 

ویژگی های مشاور خوب

دانستن اینکه چه ویژگی‌هایی در مورد یک مشاور مهم‌تر است می‌تواند ارزشمند باشد. چه به دنبال درمان باشید، چه در حال کاوش در یک حرفه در زمینه مشاوره و روان‌شناسی.

به هر حال ویژگی های شخصی ممکن است ذاتا اکتسابی باشد. مشاوران موفق، بسیاری از ویژگی های بین فردی را دارند. که شما در دوست یا مربی به دنبال آن هستید.

آنها صمیمی و دلگرم کننده هستند. همچنین آنها روی موفقیت شما سرمایه گذاری می کنند. در اینجا به برخی از مهترین ویژگی های یک مشاور خوب اشاره می کنیم:

 

1- دانش مشاور:

مشاوران مجرب به آموزش و اعتبار مناسب برای مشاوره با بیماران دست یافته اند. و تمام سعی خود را به کار می برند تا شرایط بهتری را برای وضعیت سلامت بیماران فراهم سازند.

 

2- صبر و حوصله مشاور: 

یک مشاور خوب و مجرب در مرکز مشاوره تلفنی رایگان با صبر و حوصله با مراجعان کار می کند. تا مهارت های لازم را برای زندگی بهتر یاد بگیرند.

 

3- عدم ایجاد وابستگی بین خودش و بیمار:

قرار است کار با یک درمانگر به شما این امکان را بدهد که خودتان با مشکلات خود کنار بیایید. نه اینکه برای حمایت به آنها وابسته شوید. بنابراین یک مشاور حرفه ای به گونه ای عمل می کند که در عین رسیدگی به وضعیت سلامت شما، از ایجاد وابستگی غیر معمول، جلو گیری شود.

 

4- علاقه مندی به یادگیری مداوم:

اشتیاق برای یادگیری نیز یکی دیگر از ویژگی های یک مشاور خوب محسوب می شود. علاقمندی به یادگیری مادام العمر مشخصه یک مشاور تواناست. از آنجایی که ایده‌ها و رویکردهای درمانی جدید به طور مداوم ظهور می‌کنند.

روان‌شناسان باید با شرکت در سمینارها، بررسی یافته‌های تحقیقات مبتنی بر شواهد، و مشورت با همکاران، حرفه خود را حفظ کنند.

 

5- توانایی تشخیص درست بیماری:

اگر روانشناس آمادگی کافی برای کار با نوع خاصی از بیماران یا موقعیت ویژه ای را نداشته باشد، تمایل به کمک به افراد می تواند نتیجه معکوس داشته باشد.

توصیه های نامناسب یا تشخیص نادرست می تواند به شدت به مراجع آسیب برساند. روانشناسان باید خودآگاهی داشته باشند تا مناطقی را که نیازبه آموزش بیشتر دارند تشخیص دهند. 

 

مشاوره تلفنی رایگان

موضوعات مشاوره تلفنی رایگان در مرکز پیام مشاور

موضوعات متفاوتی در مرکز مشاوره تلفنی رایگان پیام مشاور مورد بررسی قرار می گیرد. برخی از این موضوعات را در ادامه برای شما عزیزان مطرح کرده ایم.

هر موضوع متخصص و کارشناس مربوط به خود را دارد. مرکز پیام مشاور بهترین مشاوران و متخصصان را گرد هم جمع کرده است. تا بتواند بهترین خدمات را به شما عزیزان بدهد.

 

۱_مشاوره خانواده

مشاوره خانواده یا خانواده درمانی یک روش روانشناختی است. که بر ایجاد و حفظ روابط خانوادگی سالم و دائمی متمرکز است. آنچه که در مرکز توجه مشاوران خانواده قرار می گیرد، شناسایی و رفع مشکلات عدیده ای است که بنیان روابط خانوادگی را متزلزل ساخته است.

این مسائل و مشکلات غالبا عاطفی، روانی، رفتاری و یا تلفیقی از آنها هستند. جالب است بدانید که بسیاری از رویکردهایی که در مشاوره خانواده به کار برده می شود. از نظریه سیستم های خانواده سرچشمه می گیرد.

این دیدگاه مبتنی بر این اصل است که  خانواده ها به جای گروهی از افراد که مستقل از یکدیگر عمل می کنند، به صورت یک واحد مشترک با همدیگر در تعامل هستند.

در نتیجه تغییرات رفتاری، عاطفی و روانی در یکی از اعضای خانواده، دیر یا زود بر سایرین  تأثیر می گذارد. روانشناسان و مشاوران خانواده در مرکز مشاوره پیام مشاور، به صورت دقیق و درست به شما مشاوره می دهند. و در حل مشکلات شما را یاری می کنند.


پیشنهاد می شود مقاله مشاوره خانواده تلفنی” را به طور کامل مطالعه کنید.


2

۲_خیانت همسر

اعتماد و اطمینان به شریک زندگی، اصل مهمی است که پایه و اساس زندگی مشترک را تشکیل می دهد. متاسفانه گاهی اوقات بنا بر دلایل متعدد، این اصل مهم زیر پا گذاشته می شود. و رابطه عاطفی بین زن و شوهر سست گردیده و متوجه شخص سوم می شود.

به طور حتم پیامد این امر برای شخص خیانت دیده، بسیار ناگوار خواهد بود. و چه بسا وی را به لحاظ روانی در وضعیت بسیار خطرناکی قرار دهد.

از این رو دریافت مشاوره تلفنی رایگان و استفاده از راهنمایی های یک مشاور مجرب و حرفه ای می تواند کار ساز باشد. متخصصان مرکز پیام مشاور به شما آموزش می دهند که چگونه با خیانت همسر خود کنار بیایید.


پیشنهاد می شود مقالهمشاوره خیانت همسر را مطالعه کنید.


2

۳_مشاوره ازدواج

عاشق شدن و ازدواج هر دو در نوع خود استرس زا هستند. این در حالی است که برخی افراد فکر می کنند ازدواج، بخش آسان زندگی را نشان می دهد. اما مهمتر از بحث ازدواج کردن، حفظ یک رابطه زناشویی پس از ازدواج است. که می تواند دشوار باشد.

بزرگ کردن فرزندان، مبارزه با مسائل مالی، ساعات طولانی کار، مواجهه با مشکلات شخصی – به سادگییاد گرفتن نحوه گذر از فراز و نشیب زندگی مشترک می تواند بر هر رابطه ای تأثیر بگذارد.

جای تعجب نیست که بیش از 40 درصد ازدواج ها به طلاق ختم می شود. در حالی که درست است که بسیاری از ازدواج‌ها قرار نبوده باشند -برای مثال برخی از زوج‌ها از هم جدا می‌شوند یا متوجه می‌شوند که ناسازگار هستند- بسیاری از ازدواج‌ها به این دلیل پایان می‌یابد که زوج‌ها ابزاری برای مدیریت مشکلات خود ندارند.

بنابراین دریافت مشاوره تلفنی رایگان از کلینیک های معتبر می توانید راهگشای بسیاری از مشکلات باشد.


پیشنهاد می شود مقاله مشاوره قبل از ازدواجرا مطالعه کنید.


2

۴_ارتباط با جنس مخالف | رابطه دوستی

بسته به زمینه و علت گرایش جوانان به جنس مخالف که این روز ها به عنوان دوستی اجتماعی زیاد شنیده می شود، پیامد های جسمی و روحی متوجه اکثر دختر و پسر های جوان خواهد بود.

رابطه بین آنهامی تواند در طولانی مدت موجب وابستگی عاطفی شود. و این امر در زمان جدایی، آسیب های روانی را به دنبال دارد. به ویژه دختران به دلیل رمانتیک بودن و داشتن شخصیت احساسی نسبت به جنس مخالف بیشتر وابستگی پیدا می کنند.

اگر چه این رابطه ها امروزه در میان جوانان باب شده است. اما به منظور کاهش آسیب های جسمی و سوء استفاده های جنسی و عاطفی، بهتر است برای مدیریت رابطه، از یک مشاور و روانشناس آگاه کمک بگیریم.

2

۵_زوج درمانی

همه زوج ها درگیری را تجربه می کنند. برای برخی این جنگ بر سر پول است. برای دیگران این درگیری و چالش بر سر موضوعات جنسی است و غیره.

این در حالی است که همه‌گیری ویروس کرونا یک عامل استرس‌زای بالقوه دیگر را اضافه کرده است: زمان بیشتر در خانه با هم، که می‌تواند تنش‌ها را تشدید کند یا شکاف‌های پنهان یک رابطه را آشکار کند.درمان می تواند کمک کند.

برخلاف آنچه برخی ممکن است باور کنند، موضوع انگشت نشان دادن نیست – چه کسی چه کاری انجام داده یا چه کسی مقصر است. «زوج‌درمانی ابزارهایی برای برقراری ارتباط و درخواست آنچه نیاز دارید فراهم می‌کند.


پیشنهاد می شود مقاله زوج درمانی را به طور کامل مطاله کنید.


2

۶_روانشناس کودک

آشنایی با فرزندتان در حین رشد می تواند یکی از با ارزش ترین بخش های والدین بودن باشد. یادگیری نحوه نگرش فرزندتان به جهان، آموزش مهارت های جدید به فرزندتان، و راهنمایی او در حین پردازش احساسات و تغییرات بزرگ جدید، همه بخشی از والدین بودن است، که آسان نیست.

عوامل محیطی، ژنتیکی و فرهنگی همگی می توانند بر رشد کودک و سرعت پیشرفت آنها از یک مرحله به مرحله دیگر تأثیر بگذارند. دریافت مشاوره و راهنمایی های لازم از یک مشاور تلفنی رایگان خوب در این زمان بسیار مهم است.


پیشنهاد می شود مقاله مشاوره کودک تلفنی را به طور کامل مطالعه کنید.


2

۷_مشاوره طلاق

ازدواج و طلاق از مهمترین اتفاق های زندگی به شمار می روند. به همان نسبت که ازدواج شادی آفرین است، طلاق می تواند غم انگیز باشد.  

طلاق معمولا پدیده ای فراگیر است و می تواند اکثر اطرافیان از جمله فرزندان و خانواده ها را درگیر کند.

با این حال واقعیتی است که نمی توان آن را انکار کرد. با کمک یک مشاور طلاق آموزش دیده،اوضاع رو به بهبودی خواهد گذاشت.


پیشنهاد می شود مقاله مشاوره طلاق چیست؟ را مطالعه کنید.


2

۸_مشاوره جنسی|خودارضایی

خودارضایی موضوعی است که مردان و زنان معمولا از گفتن آن شرم دارند. و در عین حال با عوارض نامطلوب آن دست و پنجه نرم می کنند.

تحقیقات علمی ثابت کرده است که این مسئله می  تواند بر سلامت روان افراد تاثیر بگذارد. به همین دلیل بهتر است با دریافت آموزش های صحیح جنسی و زناشویی، از انجام آن اجتناب نمود.


پیشنهاد می شود مقاله مشاوره جنسی تلفنیرا به طور کامل مطالعه کنید.


2

۹_مشاوره فردی

گاهی افراد تحت فشار های مالی، عاطفی یا هر آنچه که در زندگی رخ می دهد، کنترل خود را از دست می دهند. و کیفیت زندگی آنها پایین می آید.

در این مواقع دریافت مشاوره فردی از یک درمانگر مجرب بسیار مهم تلقی می شود. در اینجا به برخی از درمان های مشاوره فردی اشاره می کنیم که در مرکز پیام مشاور توسط مجرب ترین روانشناسان بالینی انجام می گیرد. 

 

i. درمان با استفاده از رویکرد طرحواره

 

ii. مشاوره و درمان افسردگی

 

iii. مشاوره و درمان وسواس

 

iv. مشاوره و درمان حمله پانیک

 

v. مشاوره و درمان استرس و اضطراب

 

vi. مشاوره و درمان پارانوئید

 

vii. مشاوره و درمان فوبیا

 

viii. مشاوره و درمان اختلال شخصیت ضد اجتماعی

 

ix. مشاوره و درمان اختلال دوقطبی

 

x. درمان ترس های مرضی و فوبیا

 

 

136 دیدگاه

  • Fateme گفت:

    باسلام وعرض ادب؛ من درمورد محل زندگیمون باهمسرم به مشکل برخوردم و نمیتونیم تصمیم جدی بگیریم ازتون میخوام که راهنماییم کنین؛ بعدازآشنایی و علاقه وقتی ازدواج کردیم تصمیم داشتیم توی شهرستان محل زندگی شوهرم زندگی کنیم واینکه پدرشوهرم فوت شدن و مادرشوهرم تنهازندگی میکنه با پافشاری خانواده من و دودلی ام که به وقتش پیش مشاورنرفتم بعدعروسی اومدیم شهرما که مرکزاستان دیگه ای هست. الان ۴ماه از عروسیمون میگذره هم به دلیل مشکل شغلی که برای شوهرم اتفاق افتاده هم به قول خودش از دیار و خانواده ام دور شده ام اکثرا مسئله بینمون پیش میاد. بنظرتون بریم شهرستان بهتره یا بمونیم و صبر وتحمل کنیم؟ هم مشکل کاری ومالی داریم و هم شوهرم شدیدا بیقراری میکنه و باعث میشه منم ناراحت بشم تصمیم درست چیه؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز با توجه به قولی که شما در ابتدای ازدواج به همسرتان داده بودید، بهتر آن بود که اختیار محل سکونت را به ایشان می سپردید. چرا که عوض کردن صحبت بعد از ازدواج می تواند منجر به عدم اعتماد شود. البته این مشکل بیکاری هم که برای همسرتان اتفاق افتاده است مزید بر علت است که شرایط زناشویی شما را نامناسب تر کرده است. و اگر این بیکاری و مشکلات مالی ادامه پیدا کند مطمئنا شرایط بدتر خواهد شد. پیشنهاد من به شما دوست عزیز این است که بار دیگر در مورد محل زندگی با همسرتان صحبت کنید و این بار برای سکونت در شهر خود پافشاری نکنید و بیشتر مزایا و معایبی که زندگی در یک شهر برای شما به دنبال دارد را بررسی کنید.

  • Someone گفت:

    من ۱۳ سالمه و حافظم افتضاح جوری که زیاد بچگیمو یا اتفاقات دیگه یادم نمیاد یا خیلی گیجم و دقت و تمرکز اصلا ندارم مثلا وقتی کتاب میخونم نمیفهمم یهو چی خوندم یا یادم نمیاد خط قبلی چی بود اصن و خیلی سخته درمانش
    احساس میکنم اگه این مشکلا نبود بیشتر از هوشم میتونستم استفاده کنم
    چرا؟ یا چیکار باید بکنم؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز کم بودن حافظه می تواند دلایل مختلفی مثل کم خوابی، استرس، مصرف داروها و… داشته باشد. پس بهتر است در ابتدا دلیل کم خوابی شما بررسی شود. برای انجام این کار می توانید آزمون شناختی برای ارزیابی توانایی تفکر، آزمایش خون و نوار مغز رو انجام دهید.
      اما در کل با راهکارهایی مثل تکه تکه کردن اطلاات، بلند گفتن برنامه مهمی که ممکن است فراموش شود، تمرکز روی انحام کارها و… می توانید حافظه خود را تقویت کنید.

  • پرتو گفت:

    ولی توی واتساپ با شما میتوانم چت کنم ولی هزینه ای متاسفانه نمیتونم بدم….

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز
      خدمات مشاوره ای مرکز به صورت تلفنی یا چت واتساپ رایگان نیست.
      ممنونم

  • پرتو گفت:

    سلام خسته نباشید بله درسته من طرحواره رهاشدگی دارم یعنی روانشناسم گفته و ادرس سایت هم برام باز نشد ک من ب سوالاتتون جواب بدم من اجازه ندارم ب شما زنگ بزنم چون پدر مادرم نمی زارن یعنی میگن ک همین روانشناس خوبه و روانشناس دیگ ای میخای چیکار ولی واقعا ب روانشناس دیگ ای احتیاج دارم ن این روانشناس این روانشناسی ک دارم راه حل خاصی نمیده بهم و خیلی خیلی سختگیر هستش و مثلا میگ نت نرو تا ساعت فلان و تا ساعت فلان اینستا نرو ولی من نت رفتن رو خیلی دوست دارم ولی نمیزاره نمیدونم چیکار کنم کلی کار دارم تو نت رشتم کامپیوتر بوده

  • پرتو گفت:

    سلام خسته نباشید ممنون از جوابتون ی سوال دیگ داشتم اونم این بود ک چیکار کنم ب دیگران وابسته نشم؟ممنون میشم جواب بدین مرسی

  • پرتو گفت:

    اینم بگم ک من میتوانم دوستانم رو فراموش کنم فقط باید نظریم رو در موردشون عوض کنم یعنی اینک بجای اینک دوسشون داشته باشم دوسشون نداشته باشم این کاررو میتونم بکنم ولی نمیدونم چطوری میشه شما کمکم کنید ک نظریم رو راجعبه دوستانم تغییر بدم و دیگ دوسشون نداشته باشم؟من روانشناسم رو نمیتونم عوض کنم چون مامانم اجازه نمیده میگ همین خوبه در صورتی بنظرم خوب نیست ممنون میشم در این موردم راهنمایی بفرمایید ک چطوری عوضش کنم

    • نوروزی گفت:

      پرتو عزیز لازم نیست روی احساس خودت در مورد این افراد خیلی تمرکز کنی. دیگه سراغ صفحات مجازی این افراد نرو. عکس ها و پیام هایشان را مرور نکن. و به دنبال ایجاد ارتباط جدید باش. با رفتن به کلاس های مختلف و یا رفتن به باشگاه.
      با انجام دادن این کارها قطعا بهتر میتونی فراموششون کنی.

  • پرتو گفت:

    سلام خسته نباشید میخاستم بگم ک : من با دوستانم در فضای مجازی باهاشون اشنا شدم یعنی اینک همین جور ک در نت داشتم سرچ میکردم با وبلاگاشون اشنا شدم یعنی در حقیقت جذب وبلاگاشون شدم و از وبلاگاشون خوشم اومد و اون سال(یعنی چند سال پیش)تصمیم گرفتم باهاشون دوست شم و بعدشم اوایل باهام خوب بودن یعنی باهام دوست بودن ولی بعد از مدتی یعنی چندسال بعد ک من ی سری اشتباه انجام دادم دیگ باهام دوست نشدن و حتی بهم اجازه فالو نمیدن یا بلاکم کردن اشتباهاتی مثل حرف تکراری زدن منظورم اینک اونا میگن من حرفای تکراری زیاد میزنم یا اینک میگن بهم ک من گیر میدم یا اینک میگن تو سوال زیاد میپرسی از اینجور اشتباهات ک دیگر باهام دوست نشدن راستشو بخاین من یک بیماری داشتم ک شاید بخاطر این بیماری هم هست ک باهام دوست نمیشن راستشو بخاین بیماری اسکیزوفرنی دارم یعنی همون توهم و درمان شدم یعنی اینک دارم درمان میشم و میگم شاید بدگو هم داشته باشم یعنی اینک عده ای پشت سرم بدگوییمو کنن ک دیگران باهام دوست نشن منک اینطوری فکر میکنم ولی روانشناسم میگ این یک هذیان یا توهمه واقعی نیست به هر حال ممنون میشم کمکم کنید ک دوستانم رو فراموش کنم من دختر هستم و دوستانمم دختر هستند شرمنده کامنتم طولانی شد

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      پرتو عزیز ممنون از توضیح کاملی که به من ارائه دادید.
      بهتر است که خودتان حتما تحت درمان روانپزشک و روانشناس باشید. و فرایند درمان را کامل کنید.
      در مورد دوستانتان هم لازم نیست مدام خود را سرزنش کنید و به خودتان بگویید من اشتباه داشتم. نه بلاخره هر کسی یکسری خلق و خو دارد که ممکن است برخی با این خلق و خو کنار نیایند.
      سعی کنید در روابط دوستی خیلی پیش روی نداشته باشید و در ابتدا یک رابطه سطحی داشته باشید. و این را هم در نظر داشته باشید که اگر قرار است دوستان شما با حرفهایی که دیگران در مورد شما می زنند با شما قطع رابطه کنند همان بهتر که این ارتباط هرچه زودتر قطع شود که البته من بعید میدونم این احتمال خیلی درست باشه.

  • پرتو گفت:

    سلام خسته نباشید شرمنده مزاحم میشم من دوستانی دارم ک باهام دوست نمیشوند ولی من دوسشون دارم یعنی منظورم اینک بلاکم میکنند و من دل شکسته و ناراحتم از دست دوستانم منظورم اینک دلم شکسته روانشناسم میگ فراموششون کن فقط میگ فراموششون کن و راه حلیم براش نمیده ولی ممنون میشم اگر شما کمکم کنید ک بتوانم دوستانم رو فراموش کنم قبلا شاید نمیخاستم ولی الان میخام فراموششون کنم…. ممنون میشم اگر در این مورد راهنمایی بفرمایید ک چطوری فراموششون کنم ممنونم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز شما باید ابتدا فرایند این دوستی را برای من بازگو کنید. که چطور و کجا با این افراد دوست شدید؟ از چه زمانی رفتار دوستان اینگونه شده است؟ آیا مسئله و یا اتفاق خاصی بین شما رخ داده است که با شما این رفتار را انجام می دهند؟
      من برای اینکه بتوانم مشاوره درستی به شما بدهم باید جواب این سوالات را بدانم.
      با دانستن جاب این سالات می توانیم نتیجه گیری کنیم که شما چه رفتاری را در برابر این دوستان داشته باشید.
      اما به طور کلی اگر دوستانتان تمایلی به ارتباط با شما ندارند بهتر است که شما هم آنها را فراموش کنید. و برای بهتر کنار آمدن با فراموشی به دنبال ایجاد ارتباطات جدید باشید. باشگاه بروید و از کلاسهای مختلف آموزشی استفاده کنید، تا در این حین بتوانید دوستان جدید پیدا کنید.

  • Somayeh گفت:

    با سلام و خسته نباشید خدمت مشاورین محترم
    من یک مادر ۳۷ ساله هستم ک دوتا پسر ۳ونیم و ۲ونیم ساله دارم
    هیچوقت بچه هامو پیش کسی نمیذارم
    فقط چندماه پیش ۵روز بیمارستان بستری بودم پیششون نبودم و عمه هاشون ک واقعا آدمای خوبی هستن تو خونه خودمون ازشون نگه داری کردن.و بعد از بیمارستان هم دو مرحله اسکن قلب داشتم ک اون رو هم بعد از هر مرحله باید ۲۴ ساعت از بچه هام دور میبودم بخاطر اشعه.توی اونمدت هم خونه پدرشوهرم و پیش عمه ها و عموشون بودن.
    الان مشکل اینجاست ک این قضایا مال دوماه پیشه
    پسر من یک ماه تا یک ماه و نیمه ک ی ترس عجیبی داره
    مثلا امروز آب ریخت رو لباسش من خیلی معمولی ازش پرسیدم ریختی رو لباست ترسید و وحشت زده خودشو جمع کرد و گفت هیچی نشده درحالیکه کل لباسش خیس شده بود
    یا توپارک ک بودیم داشت تاب میخورد منم با فاصله کمی ازش نشسته بودم ی آقایی با بچه اش اومد بشینه روی تاب بغلی
    پسرم سریع پاشد اومد پیشم و گفت هیچی نشده مامان
    این فقط چندتا مثاله
    نگرانشم
    میگم چی شده،بچه ایه ک درونگراست و اگه کسی دعواش کنه نمیاد بگه ب آدم
    دلم شور افتاده نکنه کسی بلایی سرش آورده و ترسوندتش ک ب کسی نگو
    آخه ما با ملایمت و معمولی میایم ی سوال بپرسیم یجوری خودشو جمع میکنه ک انگار ما همش داریم کتکش میزنیم
    واقعا نگرانشم
    خیلی دلم آشوبه
    پسر کوچکترم همه چیزو سریع میاد بمن میفهمونه
    ولی این بچه نمیگه
    لطفا کمکم کنید
    حتی دیروز ک با باباش تو ماشین بوده باباش با ملایمت بهش گفته سپنتا بابا خوب وایسا من پشت سرم رو ببینم ، میگه بچه یجوری ترسید و پرید
    ک بهش گفتم چیه بابا کی تورو ترسونده
    گفته حسین
    پرسیده حسین کیه
    گفته اون حسین دیگه
    بمن بگید چکار کنم.یعنی کسی بلایی سر بچه من آورده و تازه تهدیدشم کرده ک ب کسی حرفی نزنه.
    اینم بگم ک سپنتای من دستشویی ۱ و ۲ رو بمن میگفت و میبردمش
    الان ۱رو گاهی میره خیلی کم پیش میاد ک تو شلوارش جیش کنه
    ولی شماره ۲ رو تقریبا حدود۲هفته اس هر روز تو شلوارش میکنه
    گاهی دعواش میکنم
    گاهی نصیحتش میکنم
    این اسم حسین رو هم ک شنیدم واقعا بهم ریختم
    کسی ب اسم حسین هم تو فامیل نزدیک نداریم ک رفت و آمد داشته باشیم.لطفا کمکم کنید.ممنون از لطفتون

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز فرزند شما از چیزی ترسیده است. و یا ممکن است که کسی او را از چیزی ترسانده باشد. بهتر است که با کمال آرامش با فرزند خود گفت و گو کنید و حتما در این گفت و گو به او امنیت بدهید. به او بفهمانید که همیشه کنارش هستید و نمی گذارید کسی به او آسیبی وارد کند.
      سعی کنید که به گونه ای با او صحبت کنید که اگر اتفاقی افتاده است برای شما بیان کند تا بفهمید موضوع چیست. و اگر موفق نشدید که با او صحبت کنید حتما فرزند خود را نزد روانشناس کودک ببرید تا روانشناس با او صحبت کند.
      لطفا نگذارید از این موضوع زمان زیادی بگذرد و حتما پیگیری کنید.
      ممنون

  • امیری گفت:

    من سه ساله آقایی رو از طریق اینستاگرام میشناسم و گاهی هم با هم صحبت میکنیم. من از ایشون خوشم میاد… چند وقت اخیر کمی بیشتر باهم صحبت کردیم و برعکس همیشه که راجع به مسائلی بجز خودمون صحبت میکردیم این چندوقت راجع به خودم ازم میپرسید و گاهی درد و دل میکرد تا جایی که ایشون یک بار از من درخواست کرد که به یک نوشیدنی دعوتش کنم و من هم پذیرفتم اما به دلیل اینکه اون زمان در شهر دیگری بودم به چندروز بعد موکول کردم. از این قضیه چندروز گذشت من بهشون گفتم که برگشتم و در طول هفته میتونیم یک روز همدیگه رو ببینیم اما ایشون فقط گفتن باعث افتخاره و چیز دیگری نگفتن. من هم بیش از اون ادامه ندادم… و سعی کردم کمتر باهاش صحبت کنم تا این بار از طرف ایشون صحبت شروع بشه اما هیچ خبری ازش نشد و احساس میکنم پشیمون شده و یا داره فاصله میگیره به هر دلیلی… میخواستم ازتون راهنمایی بگیرم که چطور با این شخص رفتار کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز رفتار این آقا نشان دهنده این است که در این ارتباط خیلی جدی نیست. و دیدن شما و یا ارتباط گرفتن با شما خیلی برایش مهم نیست.
      پس بهتر است روی ایشان برای گرفتن رابطه جدی و طولانی مدت خیلی حساب باز نکنید. فاصله بگیرید و به گزینه های بهتر فکر کنید.

  • K گفت:

    سلام من 18سالمه و همسرم 23با عشق و عاشقی ازدواج کردیم همه دیگه رو خیلی دوست داشتیم ولی هی دعوا هر روز دعوا روز اول خواستگاری هیچ کس موافق ازدواج ما نبود همه به من میگفتن اخلاق ندارع ولی من محو عشق بودم اینم بگم که من پدرم و چهار ساله از دست دادم و 16سالم بود ازدواج کردم روز اول خواستگاری اونا اومدن گفتن هیچی نداریم برات هیچی نمیتونم بخریم حتی انگشتر نشون من قبول کردم گفتم باشه ولی تازه گیا که خونه درست کردن گفتم پول پس از کجا آوردین که ساختین گفتن ما پول داشتیم فقط از ترس اینکه تو تمومش نکنی نمیگفتیم اینم بگم که الان کلا خانواده ها قهریم همسرم رفته بود پشت من گفته بوده که این هر روز تولد و طلا و.. میخواست شب یلدا سال اولم برام خیلی مختصر اجرا کردن ولی با کلی دعوا اینا که اونا نمیخریدن و یه النگو همسرم برام خرید و کلی منت گذاشت تا به سال همش میگفت گریه ام مینداخت و می‌گفت چرا مادر تو النگو نخرید پدر همسرم هم فوت کرده و مادرش صیغه شوهر عمه ایشون شده ولی شوهرم قبول نمیکنه و اینم بگم که خانواده اش همش دنبال طلسم و رمال و اینان بعد این آقا همش به مادر من سو ظن داره همش بهش فحش میده تا الان خیلی زیاد باهم دعواشون شده حتی به خوده من هم شک کرده میگه شب نمیخوام بری بیرون همش گوشی مو میگرده خستم کرده و علاوه بر اینا به همه شک داره همش میگه فلانی خرابه فلانی با کی رفیقه فقط دنبال این حرفاس هر چی بهش میگم حالیش نیست همش به من میگه تو بی صاحبی تو بی کسی دست بزنم داره من الان دوساله نامزدم و اینکه من و تا حدی رسونده که دست به خودکشی زدم مادرش خیلی حسوده نمیخواد خوشی من و ببینه همش شوهرم و یاد میده و نمیزاره ما زندگی کنیم واقعا خسته شدم همسرم اصلا پشت من نیست و میزاره مادرش هر چی خواست به من بگه با مادرشان دیدم که دعوا کنه و تو خونشون همه چیزاشونو می‌شکنه و اینم بگم که مادرشو و خودش خیلی دروغگو هستن و حرفاشونو گردن نمیگرین و به ناحق دست میزارن رو قرآن و اینم بگم همسرم خیلی دهن بین هست و هر کسی هر چی بگه باور می‌کنه و خیلی گیرای الکی به من میده و تو رابطه هم اصلا بهداشت رو رعایت نمیکنه هر چی هم بهش میگم حالیش نیست

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است خودتان را خیلی درگیر حرف خانواده ها نکنید. و در مورد رسم و رسومات هم خیل سخت نگیرید. اما در مورد مسائل اساسی تر بهتر است که با هم صحبت کنید. هر چقدر بیشتر با هم صحبت کنبد مشکلاتتان بهتر حل می شود البته صحبتی که همراه با همدلی و احترام باشد، و به دعوا و کشمکش منجر نشود.
      و توصیه من به شما این است که برای مشکلاتی که دارید قبل از اینکه با هم به زیر یک سقف برید حتما از زوج درمانگر کمک بگیرید. چند جلسه زوج درمانی داشته باشید تا سر یکسری مسائل مهم با هم به تفاهم برسید و بعد عروسی کنید.

  • لیلا گفت:

    سلام .من یه سوال دارم .باوجوداینکه خیلی از دوستام معتقدن که من دختر زیبایی هستم و خیلی هم خونه داریم خوبه .اما بدلیل اینکه یه مادر پیر دارم و ننیتونم اون رو رها کنم چون پدرم سالها پیش فوت کرده، والبته بدلیل سخت گیری هام ازدواج نکردم .اما با اینکه همه میگن خوشکلی،همیشه تمایل دارم عمل های زیبایی انجام بدم .یه روز یکی از دوستام به من گفت تو مشکل روحی داری.به نظر شما اینطوره؟!

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز دلایل این که با وجود زیبایی باز هم به سراغ عمل زیبایی می روید، و از خودتان راضی نیستید، باید بررسی شود. این کار ممکن است به خاطر عزت نفس و اتماد به نفس پایین شما باشد. و یا شاید هم به خاطر معیارهای سرسختانه شما باشد. در هر صورت نیاز به بررسی بیشتری دارد. لطفا از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با مرکز روانشناسی ما در ارتباط باشید.

  • الی گفت:

    سلام شما مشاوره تحصیلی هم میدید ؟

  • نرگس گفت:

    سلام من حیلی افسردگی شدید دارم شبا بیدارم روزا همش خابم احساس خستگی میکنم ساله دیگه کنکور دارم اما اصلا جصله درس خوندن ندارم همش افکار منفی تو ذهنمه نمتونم از خدم دورش کنم هیچکسم ندارم باهاش حرف بزنم یکم خالی بشم همش میریزم تو خدم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز برای اینکه بتونید از این فضا خارج بشید باید برای خودتون هدف گذاری کنید. تعین کردن هدف و راههای رسیدن به آن، شما را مشتاق تر می کند تا بتوانید برنامه ریزی خوبی را انجام دهید.
      اما در مورد افکار منفی باید به شما بگویم که این افکار باید بررسی و ریشه یابی شوند. دلایل افکار منفی روشن شود تا بهتر بتوانم به شما کمک کنم. اما یک راهکار برای از بین بردن افکار منفی قرار گرفتن در زمان حال است. یعنی اینکه حواس 5 گانه خود را متمرکز کنید. وقتی یک فکر شما را رها نمی کند، متمرکز شوید در زمان حال، خوب گوش کنید که چه صدایی می آید، نگاه کنید به اطراف و ببینید چه چیزهایی در اطراف هست، چیزی را لمس کنید، بو بکشید که چه بوهایی در اطرافتان هست، و چیزی را مزه کنید(مثل یک شکلات). وقتی همزمان این کار را انجام دهید. شما در زمان حال قرار می گیرید و رشته افکارتان پاره می شود.
      دوست عزیز برای گرفتن مشاوره بیشتر می توانید از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید.

  • Seyede zahra seyedi گفت:

    سلام،شوهرم نه یک بار که چندبار توی این فضای مجازی با هر دختر و زنی چه پیامکی و چه تلفنی ارتباط برقرار کرده و کم و بیش من فهمیدم و به بحث و دعوا و غلط کردم از سمت شوهرم کشیده شد و هر بار میگه ی فرصت بده،خسته شدم از ی طرف دوسش دارم،از ی طرف هم واقعا دلم میشکنه از کاراش،نمیدونم باید چکار کنم؟ی راهنمایی میخوام که بتونم برگردونمش به زندگی

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز این پیمان شکنی همسر شما نیاز به درمان دارد. و اولین چیزی که در درمان پیمان شکنی و خیانت باید برسی شود، دلایل خیانت است. باید ابتدا بررسی شود که دلیل این خیانت کردن ها از طرف همسر شما چیست. و این مسئله نیاز به بررسی بیشتری دارد. لطفا از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با روانشناس مرکز پیام مشاور در این زمینه صحبت کنید.

  • Mahi گفت:

    سلام من ۱۹ سالمه و دو سال و نیم هست با کسی رابطه عاطفی دارم ما بعد از یک سالو نیم وارد رابطه جنسی شدیم و الان هشت ماه از رابطه جنسیمون میگذره
    سه روزه مادرم فهمیده و کلی دعوا داریم و بی قراری شدید
    یه خواهر بزرگ ترم دارم که تا با مامانم حرف میزنم ارومش کنم اون میره مخشو شست و شو میده دوباره مامانم علیه من میشه
    من با شخصی ک وارد رابطه عاطفی هستم مدام راجب اینده حرف میزنیم اینکه چجوری ازدواج کنیم چجوری سمت پدرم بیاد در اینده ک ازدواج کنیم
    کلی هم سختی داشتیم تو رابطمون ولی کنار هم موندیم
    ما همدیگرو خیلی دوست داریم حتی میشه گفت عاشق همیم
    من ۱۹ سالمه هست و اون شخص ۲۱
    ما الان نمیخوایم ازدواج کنیم در چند ساله اینده این برناممون هست
    رابطه جنسی هم به اسرار اون نبوده ما زیاد علاقه داشتیم بهم و دو طرفه بوده از رو علاقه زیاد
    من پشیمون نیستم از کارم چون با کسی که دوستش داشتم انجام دادم
    ولی مادرم به شدت افکار قدیمی داره و خیلی تو فشارم گذاشته و میگه نمیزارم برید بیرون تا کات شید یا کات کنی باهاش
    من نمیتونم کات کنم باهاش من دوستش دارم
    قبل اون نتونستم کسیو دوست داشتع باشم حتی به زور با بقیه بیرون میرفتم و بقیه از همون روز اول رابطع جنسی میخواستن ازم و من میترسیدم ازشون
    درسته زود بوده ولی مادرم چرا درکم نمیکنه
    چرا به جا اینکه کمک کنه ما قطعا بهم برسیم و در اینده باهم باشیم داره جدامون میکنه
    اگه ما واقعا باهم در اینده باشیم مادرم داره این شانسو از من میگیره
    ممنون میشم راهنماییم کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز من باید ایتدا متوجه شوم که این ارتباط جنسی تا حد بوده و تا کجا پیش رفتید. و بعد هم در مورد خودتان و این آقا مقداری توضیح بیشتری بدهید. از نظر خانوادگی، اجتماعی، فرهگی و اقتصادی هر کدام در کدام طبقه هستید. و تا چه حد در این موارد به یکدیگر نزدیک هستید. با داشتن این اطلاعات مطمئنا می توانم کمک بیشتر و بهتری ب شما بکنم.
      اما در کل ارتباط جنسی خیلی درست نبوده . و اگر واقعا هدف ازدواج است، بهتر است ادامه آشنایی زیر نظر خانواده ها صورت بگیرد.

  • Sara گفت:

    سلام من ۱۷ سالمه و در حال حاضر کنکوری ۱۴۰۲ محسوب میشم یه مشکلی که دلرم اینه ک از سال دهم که مدرسه مجازی شد افت تحصیلی شدید داشتم و امسال هم ک یازدهم بودم بزور درس خوندم ولی نمره زیر ۱۵ نداشتم ولی خب منی ک همیشه ۱۹ یا ۲۰ بودم واسم سخته و اینکه یه مدتی ک مشاوره گرفتم فقط تونستم کنکوری درس بخونم همیش نیاز به یه محرک دارم ودر حال حاضر ک تابستونه اصلااااا نمیتونم درس بخونم انگيزه ندارم کتابو باز میکنم فقط نگا میکنم کلا از همچی بدم اومده از هیچی لذت نمیبرم کلا حس میکنم از لحاظ روحی خوب نیستم و واقعا واسه آیندم نگرانم با این حال بازم نمیتونم درس بخونم یه مدته حتی یک کلمه نمیدونم چم شده
    یه وقتایی هم فکر خودکشی میاد تو سرم ولی جرعتشو ندارم
    ممنون میشم راهنماییم کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که اهدافتان را بار دیگر برای خودتان یادآوری کنید. چیزی که می تواند به شما انگیزه انجام کار را بدهد هدف یا اهداف مشخص و برنامه ریزی شده است. آینده را برای خودتان ترسیم کنید تا برای رسیدن به چیزهای خوب مشتاق تر شوید. در ضمن بهتر است با یک مشاور در ارتباط باشید تا در مراحل هدفگذاری و رسیدن به اهداف شما را یاری دهد.

  • عسل گفت:

    سلام وقتتون بخیر. من وپسردایی ام چهارسال پیش نامزدکردیم والان یکسالی میشه که ازدواج کردیم دوران نامزدیمون هم خیلی عاشقانه بوداما وقتی ازدواج کردیم
    فقط یکی دوماه اول خوب بودباهام اماحالا نمیدونم چراهمش نسبت بهم سردیم چندوقت پیش متوجه شدم بایه زن دوسته باگوشیش به زنه اس دادم ومطمئن شدم اس هاروهم نشونش دادم امامنکرهمه چی شدوازخونه رفت بیرون غروب که اومدخونه دوباره بازنه تماس گرفتم امااونم انکارمیکردبا یه برنامه متوجه شدم وقتی ازخونه رفته بیرون بهش اس داده وزنگ زده بعدازدوروزفهمیدم دوباره بایکی دیگه دوست شده امااسمش رومرد ذخیره کرده بوداطلاعات کافی واسه اثباتش گیراوردم وبهش گفتم اماخودش روبه کوچه علی چپ میزدنمیدونم چرادیگه پیگیرش نشدم الان خیلی بهش مشکوکم همش تماس هاوپیام هاش روچک میکنم امااون الان بیشترازوات واینستااستفاده میکنه هرکاری میکنم باهم خوب باشیم امانمیشه باهام حرف نمیزنه کل حرفمون شایدروزانه یه اس باشه که واسه خونه چی میخوای یافلان چیزروبخر بخداخیلی خستم ازاین زندگی چرااخه اینجوری شده گاهی عصبی میشه ازیه جای دیگه سرمن خالی میکنه منم لام تاکام فقط بهش ذل میزنم چون واقعاخستم ازکاراش تنهادلخوشیم فقط بچه ام هست که الان توراهه نگفتم من شش ماه حامله ام. همش دعوام میکنه که چراصبح زودنرفتی کارای خونه مامانم رونکردی یادیررفتی به جای من همش بامامانش دردودل میکنه روزاچندباربهش زنگ میزنه ازمسائل مختلف حرف میزنه گاهی حتی من کنارمادرشوهرم نشستم بهش میگه صبح زودبیدارشدم لباس شستم خونه جاروکردم کسی کمکم نکردبعدش اون بهم زنگ میزنه وشروع میکنه به توهین هرچی بهش میگم الان نمیتونم تواین دوران همش کارکنم ودوتا خونه روبچرخونم زیربارنمیره میگه کوه که نمیکنی مث خدمتکارش باهام رفتارمیکنه حتی خونه خونوادمم منونمیبره عیدسعیدفطربردالانم که چندروزبیشترواسه عیدقربان نمونده اماخودش همش جنگل بادوستاش شباهم قلیون خونه یه شب نیست زودبیادخونه نمیدونم چیکارکنم خیلی افسرده وتنهاشدم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز رفتارهای همسر شما نشون دهنده این است که مشکلی اساسی در رابطه شما دو نفر وجود دارد. وقتی بین زن و شوهر مشکل وجود داشته باشد و نتوانند مشکل را بررسی کنند و برای ش حل مسئله انجام دهند، متاسفانه مشکل عمیق تر می شود و منجر به سردی رابطه می شود. دلایل این سرد رابطه و گرایش به نفر سوم را در زندگی پیدا کنید و به دنبال حل مشکلات باشید. با یکدیگر در مورد انتظارات و وظایف خودتان صحبت کنید. و گفت و گو را به نتیجه برسانید. در صورت تمایل می توانید از زوج درمانگر کمک بگیرید تا بتواند به شما راهکارهای اساسی تری بدهد.
      از طریق تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با زوج درمانگر مرکز مشاوره پیام مشاور در ارتباط باشید.

  • فاطیما گفت:

    سلام سه سال پیش رفتم یه فروشگاه برای کار که بعداز سه ماه ازمن خواستگاری کرد اول نگفت که از ازدواج قبلش فرزند داره تو این مدت هم کم مشکل و اختلاف نظر نداشتیم تا یک ماه پیش میگفت با کار کردن تو مشکل ندارم حالا میگه اجازه نداری سرکار بری بهش گفتم چرا از اول حرف راست رو نمی گی بعد یه مدت میگی از همون اول می گفتی که سرکار نرم چرا رو حرفت نیستی علاقه و دوست داشتنش خیلی زیاده ولی این کاراش اعصاب منو بهم میریزه مورد اعتماد خانوادم هست طوری که فقط از اون حمایت میکنن هنوز عقد نکردیم موندم چه کار کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز وقتی از ابتدا واقعیت را در مورد فرزندش و یا کار به شما نگفته به احتمال زیاد قصد داشته یه مقدار از نظر عاطفی شما را درگیر کند و بعد واقعیت ها را به شما بگوید. پس بهتر است که هوشیار تر باشید. برای ازدواج عجله نکنید. در مورد حق و حقوق خود صحبت کنید. بیشتر همدیگر را بشناسید. و حتما از یک مشاور ازدواج کمک بگیرید تا بتوانید تصمیم درست تری بگیرید.

  • محمد گفت:

    سلام و خیلی ممنون بابت مشاوره هاتون.
    پسری ۲۷ ساله ام مشکلم اینه که سراغ هر کاری میرم یاد میگیرم ولی فرز نمیشم در نهایت از اون کار اخراج میشم.
    فک میکنید چیکار باید کنم؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز توی همه کارها آدم ارومی هستید و کارهایتان را آروم انجام میدید یا نه؟ اگر جوابتان خیر باشد. احتمالا اعتماد به نفس شما در محیط کار پایین است. و باث عدم سازگاری در محیط کار می شود. لطفا با یک مشاور در ارتباط باشید و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید. می توانید از طریق تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با یکی از روانشناسان مرکز پیام مشاور در ارتباط باشید.

  • مهسا گفت:

    سلام. تروخدا کمکم کنید من واقعن نیاز ب مشاوره دارم ولی هم خانوادم نمیزارن هم شرایط مالیشو نداریم. اگر میشه همینجا کمکم کنید. من دوسال با پسر داییم دوست بودم و دوستیمون خیلی عاشقانه بود. هرکسی ک مارو میدید میگفت ما توی عمرمون مثل شمارو ندیدیم. من اون موقع 13 سالم بود و الان دارم وارد 16 سال میشم اونم الان18 سالشه. خلاصه بگم ک عشق ما یعنی عشق اون ب من واقعی بود. اصلن پسر هول یا ول نیست. با بقیه متفاوته و از روی فکر کاریو انجام میدع و خیلی منطقیه. من ی مشکل دارم ک توضیحش مفصله اینه ک من استرس خیلی شدید دارم. همین طوری الکی استرس میگیرم و فکرو خیال میکنم. من چند هفته پیش با رلم کات کردم(البته مامان من خبرداره) سر این باهاش کات کرذم ک نمیتونستم ب بابام خیانت کنم و اینکه از اینکه ی وقت بابام بفهمه یا کسی بفهمه شبو روز نداشتم همش استرس داشتم طوری ک میترسیدم پیش بابام بشینم. بعد تصمیم گرفتم ک کات کنم و بهش گفتم هروقت موقش بشه بیا خاستگاری. الان سنمون کمه. ولی اون از ته ته تهههه دلش عاشقمه الان داره میمیره هرکاری میکنه تا برگردم بنظرتون چیکار کنم خیلی وابستم شده. ولی من کلن وابسته کسی نمیشم ولی اون بدون من نمیتونه امروزم یکی از دوستام زنگ زد التماس میکرد ک برگرذم با رلم میگف بد جور دلشو شکندی. نمیدونم چیکار کنم منم حالم خوب نیست ولی از ی طرفم اگه ی وقت کسی از دوستیمون با خبر بشه بابام منو میکشه. اصلن شرابط دوسیتو من ندارم. تروخدا راه حل بزارین از این استرس لعنتی و عذاب وجدان چیکار کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز دوستی با این اقا برای شما ترس، اضطراب و دلهره را به همراه دارد. پس چرا باید به کاری ادامه دهید که هیچ لذتی برای شما ندارد و در عین حال شما با این کار خوشحال نیستید؟
      توصیه من به شما این است که دیگه رابطه را با این آقا شروع نکنید. و با پسر دایی تان هم در حال حاضر رابطه ای را شروع نکنید. کمی اجازه دهید تا سن شما بیشتر شود و بهتر بتوانبد در مورد آینده خود تصمیم بگیرید. وقت و انرژی خود را در حال حاضر صرف درس خواندن ، آموزش و تفریح سالم کنید.

  • راهین گفت:

    سلام خست نباشید من یعدخترم که دوساله با یکی تو فضای مجازی اشنا شدم خیل همو دوست ذاشتیم یخاستیم ازدواج کنیم که عید امسال عروسی پسر عموم بود من یکی دیدم فهمیدم اونم بهم یه حسایی داره ازش خوشم امد باش یه بارم چت کردم ولی نمیدونم الانم حسم بش چیه به اون یکی چیه عادت که دوسال باش بودم یا واقعا دوسش دا م فهمید ولی میخاست بره نزاشتمش خیلی دوسش دارم بره میمیرم ولی اون یکی میخام به قول دوست پسرم میگه هم خدا میخای هم خرما نمیدونم چیکار کنم حسم واقعا به اینا چیه لطفا کمکم کنین

  • Mohammad گفت:

    سلام خسته نباشید
    من ۷ ماهه با یه دختر تو مجازی اشنا شدم هم اون منو دوس داره هم مم اونو بعد ۷ ماه اسم واقعیم و بهش گفتم الان میخواد بره چیکار کنم؟طاقت دوریش و ندارم کار به جایی رسیده که خودزنی میکنم تو رو قران جواب بدید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز چون اسم واقعیتون رو بهش گفتید می خواد بره؟ دلیل کات کردن رابطه رو کامل توضیح بدید لطفا.
      اما اینکه طاقت دوری ندارید و یک رابطه 7 ماهه مجازی اینقدر براتون مهمه جای سوال هست. اگر امکانش را دارید لطفا با مرکز پیام مشاور در ارتباط باشید تا بهتر بتونیم بهتون کمک کنیم. از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید. و اگر به تلفن ثابت دسترسی ندارید با شماره 09981165858 تماس بگیرید.

  • سپیده گفت:

    سلام خسته نباشید
    من یه فرد خیلی خیلی خجالتی و استرسی هستم
    بخاطر همین امروز که پدرم دعواش شد با من و مامانم توی حرف هاش گفت شما هر وقت از در میام یه خسته نباشید هم بهم نمی گید یا خیلی بی چشمو رو هستین کاری می کنم تشکر درست حسابی نمی کنید
    به خدا من چند باری فکر کردم هر وقت از در میاد بهش بگم ولی واقعا خجالت میکشم و استرس میگیرم که بعد یهو چی میگه یا چی میشه
    یا هروقت کاری میکنه ازش تشکر میکنم ولی خجالت میکشم صمیمی تر تشکر کنم
    چیکار کنم‌

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز شما باید مهارت جرات مندی و قاطعیت ورزی خود را بالا ببرید. تا بتونید از پس این مشکل بربیایید. برای مثال می توانید از تکنیک تصویرسازی ذهنی استفاده کنید. در طول شبانه روز دوبار به مدت ده دقیقه در یک محیط آرذام تصور کنید که پدر وارد منزل شده و می خواهید احوالپرسی کنید را در ذهن خودتان تصور کنید. پند روز این تکنیک را انجام دهید تا برای مغزتان عادی سازی شود. این عمل باعث می شود ترس شما از بین برود.

  • Ftm گفت:

    سلام من ۲۰ سالمه و دختر هستم با اقا پسری یکساله دوست هستیم و هیچ مشکلی بینمون نیست و حتی یه روز هم نشده باهم حرف نزده باشیم تواین یسال . تا ۱۵ ام ک تولدش بود و پدرش فوت شدن ازون روز ببعد ما هیچ مکالمه ای انجام ندادیم و من اصلا نمیتونم اینو تحمل کنم و حال روحیمم اصلا خوب نیست . میشع بگید چیکار کنم ؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز یکی از دلایلی که به یکباره رابطه شما از طرف ان آقا پسر قطع شده این می تواند باشد که: شما اول رابطه تعریفی برای ارتباطتان نداشته اید. یک ارتباطی شکل گرفته و با یک اتفاق از طرف ایشون به صورت موقت یا دائم ارتباط قطع شده است.
      پیشنهاد من به شما این است که با یک مشاور یا روانشناس صحبت کنید تا حال روحی تان بهتر شود. و در مورد ادامه این رابطه از طرف خودتان بهتر بتوانید تصمیم بگیرید.
      تماس از تلفن ثابت با شماره 9099072026 از سراسر کشور

  • Nil گفت:

    سلام من 14 سالمه و از موقعی که یادمه پدر مادرم سال به سال دعوا و مشاجره و جر و بحث دارن . خواهرم ازدواج کرده و دو سال بعد از ازدواجشون ما اسباب کشی کردیم و شوهر خواهرم اومد و کمک کرد ‘ همه چی خوب بود که یه شب تو حیاط نشسته بودیم و شوهر خواهرم داشت باهامون حرف می‌زد و فقط بابام داخل بود که خواب بود . چون باید زود میرفت سر کار ‘ نمیدونم چی شد که بابام با داد خواهر دومم که محصله رو صدا زد و زدش جلوی شوهر خواهرم (پدرم دست بزن داره )
    شوهر خواهرم شوکه شده بود میپرسید بابا چی شده بابام با داد گف برید تووو .
    که بعد بابام مامانمو زد که شوهر خواهرم هولش داد .
    من ترسیده بودم و از ترس تو خودم اردار کرده بودم به خواهرم میگفتم تروخدا منم با خودتون ببرید. خیلی ترسیده بودم ‘ الانم ک دارم مینویسم ‘ چند دیقه قبل دعوا بوده . بگذریم بابام کلی داد و بیداد خواهرمو زد و اون سال تموم شد . سال بعدش عموی مادرم فوت میشه و پدرم نمیبرتش و میگه نه میخوام بری . مامانمم به یکی از اقوام زنگ میزنه که اگه میشه بهش بگید یا خودتون منو ببرید مراسم عمومه و میخوام تو مراسم باشم . بابام از سد کار اومد و دوباره دعوا رو شرو کرد تا قبلش خواهر بزرگم جلوشو میگرف و حالا خواهر دومم بود که جلوش وایستاد و نمیزاشت مادرم رو کتک بزنه و منم طبق روال سابق از ترس یه گوشه نشسته بودمو گریه میکردم تا جایی که نفسم بالا نمیومد ‘ سرم درد می‌گرفت وایس گردن هم داشتم و دارم . و همچنان اقوام و آشنا ها فهمیدن و با وساطت تموم شد و همچنان این سالها من ضربه های روحی ای که بهم می‌خورد و میخوره بیشتر شده ‘
    تنگی نفس میگیرم و فک میکنم بخاطر کرونا ک گرفتم باشه ‘ حالم واقعا بده و اگه خواهرم نباشه پدرم به مادرم کتک میزنه و اذیتش میکنه .
    اگه میشه کمکم کنید واقعا حالم خوب نیس ‘ منی که توی جمع های دوستانه و خانوادگی همش خوشحالم و خنده روی لبه توی خونه حالم بده ‘ مشکلات مالی ‘ همه چی ‘ همه چی …
    منتظر جواب هستم ❤

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز متاسفانه شما در یک خانواده پر از تنش و ناسالم در حال رشد هستید. چون سن شما کم است در حال حاضر قادر به ترک کردن منزل نیستید. تا جایی که می توانید باید این تنش ها را مدیریت کنید. مثلا خط قرمزهای پدر را رعایت کنید تا تنش کمتری ایجاد بشه. و در صورتی که تنش ایجاد شد با شماره 123 تماس بگیرید و کمک بخواهید.
      دوست عزیز برای کنترل تنش خودتان تکنیک های آرام سازی عضلانی و ذهنی (مدیتیشن) انجام بدید. روش انجام این تکنیک را توی گوگل سرچ کنید. توقف افکار هم می تونه به شما کمک کنه. سعی کن درس هایت رو خوب بخونی و برای خودت هدف تیین کنی تا در آینده بتونی برای خودت یه کاری پیدا کنی و به استقلال مالی برسی و محیط زندگی ات را عوض کنی.
      اما در حال حاضر نمیتونید منزل رو ترک کنید چون هم استقلال مالی ندارد و هم سنتون خیلی پایین است.

  • Mohammad گفت:

    سلام خشته نباشید
    من ۵ ماهه که تو فضای مجازی با یه دختر دوست شدم ولی اسمم و به دروغ بهش گفتم الان ۲ روز دیگه میخواد بیاد هم دیگه رو ببینیم چیکار کنم ؟میشه راهنماییم کنید میترسم واقعیت و بفهمه از دستش بدم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز البته که دروغ گفتن کار درستی نیست. اما اگر فقط اسم را دروغ گفته اید خیلی مهم نیست در نهایت می تونید بگید اسم مستعارم را بهت گفتم

  • صبا گفت:

    سلام وقتتون بخیر. من دختری نوزده ساله و پشت کنکوری هستم. سال اول به دلیل از دست دادن سه تا از عزیزانم و به واسطه اون حدودا شیش ماه تنها بودنم از این جهت که پدر و مادرم درگیر این قضایا شده بودند و خونه نبودند، نتونستم خوب درس بخونم و تو همون موقعیت های تنهایی پسری تو فضای مجازی به من نزدیک شد تحت عنوان یه دوست. خب رفته رفته این رابطه بیشتر شد و تبدیل به یه رابطه عاطفی شده و من امسال که سال دوم درس خوندنمه با اینکه نسبت به پارسال خیلی بهتر خوندم اما باز هم امیدی به قبولی ندارم. از طرفی رابطم رو با این آقا کمتر کردم به دلیل درس اما مدام خودمو سرزنش میکنم و علت درس نخوندنم الآنم رو تصمیم به دوست شدن با ایشون میدونم با اینکه واقعا از لحاظ چت کردن نهایتا یه ساعت در هفته وقتم رو میگیره و بقیه ساعات هفته دغدغه ای ندارم که مانع درس خوندنم بشه اما نمیتونم تمرکز کنم
    و ضمنا تماما دچار بی انگیزگی و ناامیدی شدم و مدام در حال سرزنش خودمم و نمیدونم باید چیکار کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که با کمک یک مشاور روی تمرکز خود کمی کار کنید. با بالا رفتن تمرکزتون نیمی از مشکلات درس خواندنتان حل میشود. در مورد انگیزه هم باید به شما دوست عزیز بگم که می تونید برای خودتون انگیزه ایجاد کنید و آینده را به آن صورتی که دوست دارید برای خودتان ترسیم کنید.
      و اما نکته مهم اینکه سرزنش کردن خودتان باعث می شود که احساس بی ارزشی به شما دست دهد و این عمل کارایی شما را پایین می آورد. در مورد دوستتان هم باید بگویم ارتباط خود را محدود نگه دارید و یا حتی اگر می توانید قطع کنید. تا بتوانید بهتر روی درس هایتان تمرکز کنید.
      پیشنهاد می شود از طریق تلفن صابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و با یکی از مشاوران ما در ارتباط باشید.

  • صبا گفت:

    سلام وقتتون بخیر. من دختری نوزده ساله و پشت کنکوری هستم. سال اول به دلیل از دست دادن سه تا از عزیزانم و به واسطه اون حدودا شیش ماه تنها بودنم از این جهت که پدر و مادرم درگیر این قضایا شده بودند و خونه نبودند، نتونستم خوب درس بخونم و تو همون موقعیت های تنهایی پسری تو فضای مجازی به من نزدیک شد تحت عنوان یه دوست. خب رفته رفته این رابطه بیشتر شد و تبدیل به یه رابطه عاطفی شده و من امسال که سال دوم درس خوندنمه با اینکه نسبت به پارسال خیلی بهتر خوندم اما باز هم امیدی به قبولی ندارم. از طرفی رابطم رو با این آقا کمتر کردم به دلیل درس اما مدام خودمو سرزنش میکنم و علت درس نخوندن الآنم رو تصمیم به دوست شدن با ایشون میدونم با اینکه واقعا از لحاظ چت کردن نهایتا یه ساعت در هفته وقتم رو میگیره و بقیه ساعات هفته هیچ دغدغه ای که مانع درس خوندن بشه ندارم.
    و ضمنا تماما دچار بی انگیزگی و ناامیدی شدم و مدام در حال سرزنش خودمم و تمرکز کافی ندارم و نمیدونم چطور باید این موضوع رو حل کنم

  • فاطمه مظفری گفت:

    سلام من ۸ ماهه با یه اقا پسر اشنا هستم و نشون هستم فقط صیغه محرمیت رفتارای خیلی بدی ازش دیدم تحقیرم کرده تحدید به عقد نکردن تحدید به رفتن چون رابطه جنسی داشتیم فکر میکنه من خدمو دارم نیندازم بهش منم بهش گفتم که برام مهم نیست رابطه جنسی و اینکه با هم همه جا رفتیم و میتونه بره ولی نرفت و اما بازم بار ها هر چی شده بهم گفته برو نامه بکارتت بگیر برو شوهر کن من بخشیدم و ازش قول گرفتم نگه اما جدیدا باز خیلی حرف زور میزنه خودشو بالاتر من میبینه و میگه فلان جا که نیریم باید اینجور رفتار کنی و فکر میکنه من اجتماعی نیستم و تو جامعه نگشتم در صورتی که اینجور نیست الانم نیخوام همه چیو خراب کنم خونوادم نمیزارن میگن ۸ ماهه باهاشی اسمت سر زبون مردمه باید بشی چکار کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز ازدواج مسئله خیلی مهمی است. و به خخاطر حرف مردم و آبرو نباید مشکلات را نادیده بگیری. بهتر است که چند جلسه مشاوره قبل از ازدواج با نامزدتون برید. جلسات مشاوره به شما کمک می کند که یکدیگر را بهتر بشناسید و تصمیم درست تری بگیرید.
      اما چیزی که خیلی مهم است اینه که به خاطر آبرو و حرف مردم برای خودتون دردسر بزرگتری درست نکنید.

  • Sara گفت:

    سلام وقتتون بخیر
    من یه دختر ۱۸ ساله هستم وقتی ۱۴ سالم بود یه خاستگار داشتم که ماجرای خاستگاری بین من و خوانوادشون بود و خوانواده من هنوز مطلع نشده بودن فق خوانواده پسره میخواستن بدونن جواب بنده چی هست که با توجه به شخصیت خوب پسرشون گفتم من جوابم مثبته با خوانوادمم مطرح کنید اما بدلیل شرایطی ک اقا پسرشون داشتن گفتن فعلا چیزی نمیگن تا 2سال گذشت و من در طی یه سری از مراسمات خاکسپاری خویشان عاشق یکی از اقوام شدم ولی خودمو گول میزدم میگفتم تو به فلانی جواب مثبت دادی اینم فق چون زیاد دیدی اینجوری شدی گذشت و چند ماه بعدش همون اقا بهم پیام داد که منو خیلی دوست داره و میخواد باهاش ایندمو شریک بشم میدونستم دوسش دارم اما مدام خودمو گول میزدم این اقا پسرم همسن خودم هستن و واقعا میدونم خیلی دوسم داشت ولی من احمق اذیتش میکردم و بهش نگفتم دوسش دارم و اونو به بدترین شکل از زندگیم حذف کردم چند ماه بعد این اتفاق متوجه شدم اون شخصی که منو براش خاستگاری کردن عاشق یکی دیگ شده و خب ماجرای من و ایشون ختم به خیر شد
    در اولین فرصتم به اون شخصی ک فکر میکردم دوسش دارم پیام دادم و همهه چیووو براش توضیح دادم و گفتم ک دوسش دارم اونم بعد کمی شک و تردید قبول کرد یه مدت باهم بودیم ولی رابطمون توسط اون تموم شد
    از سن ۱۶ تا الان که ۱۸ سال داریم جفتمون خیلی زیاد وارد رابطه شدیم و بعد یه مدت مدام اون کات میکرد باز خودش پیام میداد منم چون خیلی دوسش داشتم توان نداشتم مخالفت کنم الان میدونم دوسم نداره برای هوس میخواد چون بعد هربار رابطه رفتارش عوض میشد
    دوست دارم فراموشش کنم ولی تو لحضه لحضه زندگیم حضورشو حس میکنم اینکه بهش یه مدت بیتفاوتم ولی وقتی میبینمش همه چی میریزه بهم عصبیم میکنه
    اصلا فکر اینکه ایندشو با یکی دیگ شریک بشه حرفاش کاراش با یکی دیگه باشه به مرز جنون میبره منو
    شما پیشنهادتون برای حل مشکل من چیه

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در مورد این آقا باید به شما بگم خیلی بهش دل نبندید و به کمک یک مشاور سعی کنید ایشون رو فراموش کنید. چیزی که رابطه شما را نگه داشته وابستگی از طرف شماست. پس بهتره به کمک مشاور این وابستگی رو از بین ببرید.
      در ضمن سن شما خیلی مناسب ازدواج نیست. و در حال حاضر بهتر است زمانتان را برای اهداف و برنامه های شخصی خود بگذارید.

  • زهرا صادقی گفت:

    سلام
    آیا باید در مورد خواستگاران و روابط احساسی قبلی به نامزد توضیح داد؟
    اگر یکی از خواستگاران سابق دوست صمیمی نامزد باشد چه؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در مورد گذشته کلا خیلی نباید صحبت کرد. اما اگر دوست صمیمی ایشون هستن فقط در حد اینکه ایشون یکی از خواستگارهای من بودن توضیح بدید. و در مورد روابط عاطفی گذشته دلیلی ندارد که توضیح بدید.

  • ندا گفت:

    سلام. من دوشب پیش به صورت اتفاقی متوجه شدم همسرم شیشه مصرف میکنه زمانیکه بهش گفتم اول انکار کرد ولی فرداش پذیرفت که مصرف میکرده و وقتی دلیلش رو پرسیدم گفتن که بخاط میل جنسیشون افزایش پیدا کنه به صورت تفننی مصرف میکردن الان فکرم درگیر جدایی هست و اینکه دوتا بچه داریم. نمیدونم چیکار کنم نابود شدم الان دوشب نه خواب دارم نه خوراک

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز اولین برخورد با یک مشکل در زندگی مشترک فکر کردن به طلاق نیست. طلاق و جدایی آخرین راه است. مخصوصا اینکه شما دو تا بچه هم دارید. پس بهتر است که به دنبال درمان همسرتان باشید.
      ایشون را به کمپ ترک اعتیاد ببرید. و کمکش کنید تا بتونه راحت تر و بهتر ترک کنن.
      برای مشاوره بیشتر با شماره 9099072026 تماس بگیرید.

  • ۰۰۰ گفت:

    سلام وقتتون بخیر،من الان دو سال و نیمه ک با دوست پسرم هستیم و خیلی همدیگرو دوست داریم و خانواده هامون باهم حرف زدن تا برای خاستگاریو اینا قرار بزارن ،ی روز ازم خواست تا وارد اکانت اینستاگرامم بشه،منم قبول کردم ،بعد ی کاری کرد که تو گذشته هر چی کامنت گذاشته بودم همشون برگشته بودن،و کامنتایی که زیر پست دیگران گذاشته بودمو دید و اعتمادش بهم کمتر شد تا اینکه الان ازم میخواد که دایرکتای اینستاگراممو بازیابی کنه،و من هم اینو دوست ندارم،میترسم از دستش بدم🥺😭خیلی دوسش دارم،تورو خدا کمکم کنید🥺😭😭😭هرچقد بهش میگم خب اشتباهای گذشتم بوده و من الان پشیمونم میگه نه اگه بزاری بازیابی کنم دایرکتاتو اعتمادم برمیگرده،و میگه گذشته برام مهمه،ب خدا خیلی دوسش دارم اونم خیلی دوسم داره،کمکم کنید هیچ جوره نمیخوام از دستش بدم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز گذشته هر کسی به خودش مربوطه. و اگر در گذشته اتفاقی نیوفتاده که تاثیر جدی در آینده داشته باشه، اصلا صحبت کردن درباره گذشته درست نیست. و اصرار این آقا برای بازیابی گذشته کار درستی نیست. و اینکه این آقا اینقدر سعی در فهمیدن گذشته شما دارند خود جای سوال است. پس بهتر است کاملا از نظر شخصیتی این آقا را بررسی کنید.
      از خودتان ضعف نشان ندهید، به این آقا بفرمایید که گذشته هر کسی به خودش مربوطه. اگر به من اعتماد ندارید بهتره که رابطه را تموم کنیم.
      برای مشاوره بهتر و بیشتر لطفا با شماره 9099072026 تماس بگیرید.

  • setareh گفت:

    سلام وقتتون بخیر من با یک پسر دوست شدم با هم و دوستامون بیرون میرفتیم بعد دوست صمیمیه من بنا ب دلایلی با این اقا بحثشون شد و یسری حرفا بینشون رد و بدل شد ک جفتشون ناراحت شدند و رابطشون قطع شد من هم برای اینک میترسبدم دوستم ناراحت شه چرا باهاش هستم هنوز بهش دروغ گفتم که قطع رابطه کردیم بعد یه مدت دوستم متوجه شد که دروغ گفتم بهش و ناراحت شد و گفت که دیگ نمیخواد با من ارتباط داشه باشه منم سعی کردم بارها براش توضیح بدم عذر خواهی کردم ولی اوکی نشد چند ماهه ک قهره خ ناراحتم چیکار کنم ایا درسته از اون پسر بخوام که بره ازش عذرخواهی کنه به خاطر حرفایی ک بهش زده ک ناراحتش کرده ؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که روابط و دوستی با جنس مخالف و موافق را خیلی با هم قاطی نکنید. شما با اون دختر خانم دوست هستید و این آقا هم دوست پسر شما است و این دو رابطه ببه هم ربطی ندارند. بهتر است ارتباطات خود را از هم تفکیک کنید.

  • هانیه گفت:

    سلام من 16 سالمه و خانوادم دارن منو مجبور با ازدواج با پسر عموم میکنن. من علاقه ی زیادی بهش ندارم و اینو ب خانوادم گفتم اما اونا قبول نمیکنن میگن ک پسره خوبیه. من سنم کمه دلم میخاد درس بخونم کلی هدف دارم برای اینده اما هیچ کس منو درک نمیکنه. اونا اومدن از من خاستگاری کردن و حالا قرار غقد گزاشتن. من خیلی ناراحتم هرشب گریه میکنم اما هیچ کس حرف منو نمیفهمه من خیلی ب خانوادم گفتم م من نمیخام. حتی فکر فرار ب سرم زد اما بعدش پشیمون شدم. تروخدا بگید منچیکار کنم ک زندگیم خراب نشه

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز فرار راه حل درستی برای این مسئله نیست. بهتر است که اگر انواده خودتان به حرف شما توجهی ندارند این موضو را با خانواده عمو و پسر عمویتان در میان بگذارید. و دم علاقه خود را با ایشان در میان بگذارید.

  • ناشناس گفت:

    سلام

  • تبسم گفت:

    سلام
    من خاستگار ی دارم که خیلی ادعای دوست داشتن من و پاک بودن خودشون دارن،امروز اتفاقی اکانت اینستاشون نگاه کردن ۹۰دصد فالورا و فالوینگاشون پیجای پورن و سکس هستن،من میخوام بدونم این طبیعه؟۳۰۰تا از ۳۰۷ فالوینگ هاشون؟باورش برام سخته،ایا این برای اقایون طبیعیه…..؟؟؟؟!!!لطفا من راهنمایی کنید … من واقعا در گیر ذهنی این مسئله شدم،تمام عکسای نامناسبم هم لایک کردن…..

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز داشتن پیج های جنسی زیاد نشان دهنده نیاز جنسسی بالای این آقا هست. و موضوعی که خیلی مهمه هست مسئله خودارضایی این آقا می باشد. معمولا افرادی که به سراغ پیج هی جنسی و فیلم های پورن می روند خودارضایی بالایی دارند. و خودارضایی و دیدن بیش از اندازه فیلم های پورن در دراز مدت باعث به وجود آمدن مشکلات جنسی می شود. و این افراد ممکن است در آینده حتی با داشتن همسر باز هم به سراغ خودارضایی بروند.
      بنابراین پیشنهاد من به شما این است که از نظر تمایلات جنسی و همچنین سلامت جنسی کامل این آقا را برررسی کنید.

  • شکیبایی گفت:

    با سلام
    من به تازگی از رابطه ای بیرون اومدم ولی آقایی که باهاش بودم الان درخواست پولش رو کرده که اون زمان به اصرار برام دوره آموزشی خرید به مبلغ دو میلیون . اون زمان توانایی پرداختش رو نداشتم و ایشون گفت اصلا نگران نباش فکرش هم نکن ولی بعد که بهم زدیم کلی توهین و تهدید کردن من هم گفتم پولش رو میدم اما توهین و تهدید کردنش بیشتر شد در حدی که الان دارم ولی هنوز هم چون توهین میکنه دست و دلم نمیره پول رو واریز کنم براش ۳ ماه هم از موضوع میگذره الان تونستم جور کنم به نظر شما من چیکار کنم کار درست چیه؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست زیز از نظر اخلاقی و وجدان هر کدام از ما بهتر از هر کسی می دانیم که پولی را که دریافت کرده ایم، واقا مستحق آن بوده ایم یا نه.
      و اگر این آقا در زمان پرداخت پول صراحتا بیان کرده که به شما بخشیده است پس دیگر حق پس گرفتن آن را ندارد. اما اگر به نوان قرض به شما داده است شایسه است که به اشان برگردانده شود.

  • خانم صفری گفت:

    سلام الان 6 سال هست که شوهرم نسبت به من بی توجه شده توی این 6 س از خوابیدن کنار من جدا شده شاید 20 بار یا بیشتر باهاش صحبت کردم و به هر بهونه ای که شده آوردمش پیشم ولی بعد از دو شب رفته هر دفعه یه بهونه آورده الان که دیگه میگه تو هیکلت اونی نیست که من میخوام بعد از 23 سال زندگی و سه تا بچه و داماد که دارم داره این رفتار ها رو میکنه که بخواد ادامه بده منم دیگه خسته شدم طلاقم رو میگیرم . به نظرتون چیکار کنم هیچ رابطه ای هم با هم نداریم ولی اون خودش هر روز حمامش رو میره

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز در مرحله اول بهتر است که در مورد سلامت جنسی همسر خود مطمئن شوید. ممکن است سردی جنسی داشته باشند . و یا خودارضایی داشته باشند. این دو مورد را بهتر است به کمک یک سکستراپ بررسی کنید.

  • Zohre گفت:

    سلام،وقتتون بخیر، من چند ماهه با پسری وارد رابطه شدم که فرزند طلاق هستن، چجوری میتونم به ایشون کمک کنم تا از مشغولی های ذهنیشون کم بشه؟ و متوجه این قضیه بشن که من هستم پیششون و تنهاشون نمیزارم….ممنونم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز اول باید متوجه شوم که نیت شما از ارتباط با آقا چیست؟ آیا هدف ازدواج و رابطه طولانی مدت است یا به دنبال یک دوستی ساده و کوتاه مدت هستید. اگر به دنبال ازدواج با این آقا هستید باید این قضیه با ظرافت بیشتری بررسی شود.

  • ... گفت:

    سلام. من16 سالمه و با پسر داییم دوستم و واقعن میدونم ک از ته دلش منو دوس داره حاظره هر کاری کنه برام. مامانمم از این ماجرا خبر داره. ما راهمون خیلی دوره اون خوزستانه و من تهرانم و اون بخاطر اینکه منو ببینه صب تا شب میره کار میکنه پول در میاره ک بیاد تهران. اون بهم میگه رابطه از پشت داشته باشیم ک حامله نشی ولی من دلم میخاد با تو باشم. من نمیدونم چیکار کنم. چند بار جواب رد بهش دادم. از اون پسرا نیست ک اگه جواب رد بشنوه ابرومو ببره. اما منم دلم نمیخاد ناراحتیشو ببینم. بنظرتون قبول کنم یا ن

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز اول اینکه ارتباط از پشت از نظر پزشکی برای شما بسیار مضر هست. و دوم اینکه شما سن زیادی برای ارتباط جنسی فکر کردن به ازدواج ندارید. سعی کنید ارتباط را محدود یا قطع کنید. ممکن است با گذشت زمان معیارهای هر دوی شما برای ازدواج فرق کنه.

  • مبی گفت:

    سلام
    من یک دختر نوجوان 15 ساله هستم.
    وقتی که یه اتفاق خیلی کوچیک میوفته مثلا من یه خودکاری رو یک جا قرار میدم فردا جاش عوض میشه مدام دنبال علت های غیر طبیعی برای اثبات این جابه جایی هستم.
    برای مثال بیشتر من امروز داشتم توی گوشیم ویدیو ها و عکس هایی که لازم ندارم رو پاک میکردم که چشمم به ویدیو ی دوستم افتاد که دیشب قبل از خواب چک کردم که استوری کرده بود و من بی صدا نگاهش کرده بودم امروز توی قسمت واتساپ ام این ویدیو سیو شده بود و جالبیش اینه که این ویدیو رو دوستم از توی استوریش پاک کرده و من نمیدونم از کجا سیو شده هستش کاملا این موضوع مسخره هستش و خودم هم اینو میدونم ولی وقتی خودم با این ماجرا برخورد میکنم نگران میشم که نکنه فلان چیز غیر طبیعی اتفاق افتاده باشه میدونم خیلی مسخره هستش ولی مدام شروع میکنم به ساختن چیز های بی معنی در ذهنم هر چقدر هم که سعی میکنم حواسم نسبت بهشون پرت کنم و خودم رو مشغول کاری کنم مدام سراغم میان و باعث استرس و انجام کارای خرافات گونه میشه و این تفکراتم باعث میشه از درسم و کارای مفیدی که باید انجام بدم دور باشم و همش در حال ترسیدن از چیزهای بیمورد باشم.

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز این افکار و رفتارها می تواند تا حدی نشان دهنده افکار وسواسی شما باشد. بهتر است که با یک روانشناس بالینی در ارتباط باشید. تا این مسئله به صورت عمیق تری مورد بررسی قرار بگیرد.

  • صغری گفت:

    باسلام وخسته نباشید دختری مجرد هستم۳۴ساله ک خواستگاری مطلقه دارم۳۳ساله ک۲تا فرزند دختر ک یکی۷ساله ویکی۲ساله است همسرش رو۲سال پیش بخاطر بیماری دوقطبی ک داشت طلاق دادن آقا از لحاظ اخلاق رفتار قیافه و.. واقعا خوبن من بخاطر بچه ها سر دوراهی هستم که ایا میتونم تربیتشان کنم و از طرفی سنم بالا میره نمیدونم چیکار کنم ممنون میشم ک کمکم کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر از از همه جهات این آقا را بسنجید و تا حدودی اطمینان پیدا کنید که با یکدیگر اوکی هستید یا خیر.
      در مورد بچه ها هم این یک مسئله هست. و بلاخره ایشون دو فرزند دارن و تربیت دو فرزندی که برای شما نیست مقداری مشکل است. اما غیر ممکن نیست. این شما هستید که باید ببینید آیا میتوانید با این شرایط کنار بیاید یا نه.
      در ضمن در نظر داشته باشید که به خاطر بالا رفتن سن خودتان تن به هر ازدواجی ندهید. و قبل از ازدواج همه جوانب را در نظر بگیرید.

  • ناشناس گفت:

    پس‌چرانوشتیدرایگان😒😒😒هشتادتومن‌ویزیت‌بابقیه‌جاهافرقش‌چیه

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز پرسش و پاسخ ما به صورت رایگان هست. اینجا میتونید سوالتون را کامل بپرسید و تا 24 ساعت آینده از ما پاسخ را بگیرید.

  • سمیه عربپور گفت:

    مشاوره خانواده

  • سارا گفت:

    سلام وقت بخیر. من مدت سه ماه و نیم وارد رابطه با کسی شدم.ماه اول همه چی خوب بود تا اینکه ماه دوم سکته کرد و دیگه هیچ چیزی براش مهم نبود.دیگه مثل قبل همدیگه رو نمی بینیم و وقت نمیذاره برام.خودش میگه هم نیاز به تنهایی داره و هم نمیتونه تنها باشه و میدونه بعد رفتنم اذیت میشه.بار اخر که همدیگه رو دیدیم ازش خواستم تکلیف منو تو زندگیش مشخص کنه خیلی اصرار کردم همون موقع جواب بده ولی نتونست و گریه کرد. گفت نمیتونم هیچ جوابی بهت بدم چون هم نیاز به تنهایی دارم و هم اینکه دوس دارم باشی فقط میخوام اگه بعضی وقتا خواستنم تنها باشم ناراحت نشی. به نظرتون باید چیکار کنم؟ امکان داره رفتارش دوره ای باشه و بعد یه مدت که حالش بهتر شد مثل سابق بشه؟ و اینکه حق داره بعد اون سکته رفتارش اینجوری تغییر کنه؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دست عزیز شرایط این آقا در حال حاضر متفاوت شده است. شما باید کاملا از شرایط زشکی این آقا آگاه بشید تا بتونید تصمیم بگیرید. اگر شرایط به گونه ای هست که احتمال زنده بودنشون کم باشه. یا ممکن باشه که سلامت کامل نداشته باشن. دیگه این شما هستید که باید فکر کنید که آیا می توانید با همچین شرایطی کنار بیاید یا نه. در مورد شرایط پزشکی مطمئن شوید و مجدد با ایشان در مورد آینده و زندگی تان صحبت کنید.

  • یگانه گفت:

    سلام من چند وقته میخوام خودکشی کنم هیچ چیزی نیست انگیزه موندن بهم بده خیلی حالم بده خیلی خستم کارم و از دست دادم هیچ رابطه عاشقانه ای ندارم کسیو که دوست داشتم فهمیدم با یکی دیگه وارد رابطه شده دلم شغل و پول میخواد اما ندارم همینو خانوادم هی مثل پتک تو سرم میزنن که کار نداری بیکاری تو خونه حس میکنم از همه اطرافیانم عقب موندم ۲۳ سالمه اما انگار هیچ کاری نکردم هرروز با گریه از خواب پامشیم و با گریه میخوابم نیاز به کمک دارم نیاز به درک شدن دارم نیاز دارم از این دنیا برم از این همه فکر کردن راحت شم لطفا کمکم کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام
      دوست عزیز با توجه به توضیحی که دادید میتونم بگم شرایط به گونه ای است که دارید وارد مشکل افسردگی میشید. برای اینکه داخل تله افسردگی نیوفتید. بهتر است که حتما در روز یک تایمی رو برای پیاده روی و ورزش بگذارید. و شرئع کنید به ایجاد هدف برای خودتان.
      نیاز نیست که حتما سراغ اهداف بزرگ بروید. از هدف های کوچک و قابل دسترس شروع کنید.

  • اکبر گوهری گفت:

    سلام مدتی است درزندگی مشکل خوردیم الان نمیدونم چه کار با همسر سازگاری نداریم

    • نوروزی گفت:

      با سلام
      دوست عزیز لطفا مسئله خود را کمی واضح تر توضیح دهید. به چه مشکلی برخورد کردید؟ باید کمی واضح تر توضیح دهید ممنونم

  • ساسان گفت:

    توروخداجواب بدید
    سلام ببخشید سوالی که به شدت ذهن من رو درگیر کرده اینه که با وجود ترمیم دندان می توان در رشته های پزشکی ،مهندسی هوافضا و حتی دندانپزشکی چه در داخل یا خارج تحصیل و کار کرد؟متاسفانه من در کودکی ۸تا از دندونام کم و بیش دچار پوسیدگی شد آیا این وضعیت من مانع انتخاب و تحصیل و کار این رشته ها می شود و ایا شانسی هست؟(رشته های پزشکی یا مهندسی هوافضا) آیا دانشگاه در حین معاینه دانشجو جدید رشته های پزشکی من رو رد می کنند؟
    باعرض معذرت و تشکر
    توروخدا جواب بدید سوالم بدون جواب نباشه

    • نوروزی گفت:

      با سلام
      دوست عزیز برای رشته های پزشکی و دندان پزشکی هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. و این رشته ها محدودیت پزشکی خاصی نداردند. اما در مورد هوافضا هم ترمیم دندان مشکلی ندارد. اما اگر دندان کشیده شده موجب اختلال تکلم در کابین شود. این مشکل را می توان با کاشت دندان حل کرد.

  • ara.sh.m گفت:

    سلام میخواهم بدانم چطور نیازهای احساسی ک دررابطه وجووددارد را متوجه بشم ک چ زمانی چ حرفی بایدزد چ زمانی چ کاری بایدکرد بیشترحرفم اینه که چطور باید ب نیازهای طرفم توجه کنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز سوال شما خیلی کلی است. بهتر است که از طریق شماره 9099072026 با مرکز ما تماس بگیرید. و از مشاور و روانشناس رابطه و ازدواج مرک پیام مشاور کمک بگیرید.

  • نازگل گفت:

    سلام،وقت بخیر
    من میخواستم راجب شغلم سوالی داشته باشم
    من فوق لیسانس فیزیک از یک دانشگاه سطح بالا رو دارم اما متاسفانه بیکارم خیلی به این در و اون در زدم اما متاسفانه بیکارم ،هرجا میرم یا پارتی میخواد یا سهمیه
    الان تصمیم گرفتم نماینده بیمه بشم،که هیچ ارتباطی به سطح تحصیلات و رشته ام نداره حتی یه دیپلمه هم می‌تونه این کار رو انجام بده .حالا نمی‌دونم اینکه آدم به این و اون رو بندازه تا یه محصول مثل مثلاً بیمه عمر رو بفروشه،آیا در شأن من هست یا نه؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز متاسفانه شرایط جامعه ما به صورتی شده که نمی توان برای پیدا کردن شغل خیلی روی تحصیلات دانشگاهی تاکید کرد. می توانید این کار را انجام دهید و همزمان به دنبال یدا کردن شغل بهتری هم باشید.

  • الهام گفت:

    سلام سال نو مبارک؛ پسر ۱۴ ساله دارم که فوتبال نیمه حرفه ای میره؛ مدتیه متوجه شدم و احساس می کنم در باشگاه یکسری رفتارهای غیر طبیعی هست نمی دونم حسم چقد درست می گه ولی اتفاقی هم متوجه شدم با یکی از هم باشگاهی که هم سن هم هستن خیلی نزدیک شده و گرایش پیدا کرده به همسرم گفتم ایشون مصر هستن که باشگاه رو عوض کنن؛ پسرم راضی نیست با صحبت های همسرم الان کمی راضی شده؛ نمی دونم تصميم درست هست یا خیر؟

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      سال نو شما هم مبارک باشه دوست عزیز
      اگر فکر می کنید گه پسر شما نسبت به همجنس گرایش داره و رفتارهای غیرطبیعی نشون میده. بهتر است که مسئله را به صورت جدی تری پیگیری کنید و حتما با یک روانشناس در این خصوص در ارتباط باشید . با عوض کردن باشگاه فقط به صورت موقت مسئله را حل کرده اید.

  • حسین گفت:

    سلام ببخشید یه سوال داشتم در مورد مشاوره قبل ازدواج من ۳۱ سالمه با یه دختری ۲۶ساله که یه نفر معرفی کرده رفتیم خونشون الان تقریبا یه ماهی میشه از طریق واتساپ هم باهم در ارتباط هستیم مشکلی که هست اینکه اون قبلا دو سال پیش یه ماه نامزد بوده بعد از دوماه از هم جدا شدن من از خود دختره پرسیدم علت جدا شدنتون چی بود گفت پسره خیلی شکاک و خسیس و میگفت خانواده اش مجبورش کردن بوده بعد از این ما هم تحقیق کردیم ولی باز خانواده ام یکم تردید دارن که دقیقا چرا جدا شده البته داداشام یکم بیشتر مخالفن چون یک داداشم با زنش به اختلاف خورده بعد از شش سال زندگی خانواده ام بیشتر از این میترسن میگن نکنه بعدا برا من هم این مشکل پیش بیاد الان قرار بود ما به خانواده دختره جواب بدیم که لیست بفرستن دختره هم میگه چرا جواب نمیدین تا تکلیفم رو بدونم ایا با همچین دختری میشه اعتماد کنم الان موندم چیکار کنم دختره خودشم راضی هستش با مشاوره تلفنی حرف بزنه ولی نمیتونه به خانواده اش بگه حضوری بیاد ممنون میشم راهنمایم کنید با تشکر

    • نوروزی گفت:

      سلام
      دوست عزیز مسئله مهم شما در حال حاضر نامزدی قبلی این خانم نباید باشه. این موضو اصلا مهم نیست به هر دلیلی این خانم با نامزد قبلیش نتونسته ادامه بده و جدا شده. چیزی که الان باید برای شما مهم باشه اینه که چقدر با هم تفاهم دارید. پس بهتره که به دنبال شناخت بیشتر یکدیگر باشید نه شخم زدن گذشته .

  • حبیبی گفت:

    سلام لطفا کمکم کنیدمن جز خدا کسی رو ندارم پولی هم ندارم برای مشاوره بدم پدرم خیلی عصبیه یعنی روانیه بیخود و بی جهت داد میزنه امروزم کتم زد اونقدر موهامو کشید که سرم داره میترکهیکم مادرم بلند صداش کرد که بشنوه و صداش بهش برسه همچین دیونه شد که نگو میخاست مادرمو بزنه من ولیستادم جلوش که مامانمو نزنه ولی مثل همیشه خودم قربانی شدم من کم مونده ۳۰ سالم بشه با وجود تحصیلات فوق لیسانس چون کار دولتی پیدا نکردم نمیزاره برم سر کار از همه جا هم محدودیت دارم من کارای سنگین کردم برا بابام که پسرا هم نمیکنن ولی کیه که قدر بدونه فقط چون خرجمو میده زور میگه و منت میزاره چون به خاطر اعصابم چاق شدم و محجبه ام کسی نمیاد خاستگاری که راحت بشم نمیدونم چیکار کنم انگار یه زندانی ام که دارم شکنجه میشم

    • نوروزی گفت:

      سلام
      دوست عزیز شما فقط یک بار از خدا عمر میگیرید پس بهتر است شرایطی را برای خودتان فراهم کنید که آرامش و آسایش داشته باشید. اگر نمی تونید شرایطی را تغییر بدید بهتره که رهاش کنید و خودتون را نجات بدهید. و البته می تونید از طریق قانون هم اقدام کنید.

  • سارام گفت:

    سلام من سارام16سالمه و یه خاهر دارم12سالشع
    من از خواهر بدم میاد نمیخامش
    صدای نفساش عصبیم میکنه دلم نمیخاد حتی انگشتش بهم بخوره
    نمیخام چشمم بهش بیوفته بدم میاد ازش چندشم میشه
    حتی سر سفره نمیخام حتی کنارم بشینه
    اینکه کنارم بشینه یا بخابه حالمو به هم میزنه عصبی میشم
    خودم از این همه تنفر خسته شدم چکار کنم کمکم کنید

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که با یک روانشناس صحبت کنید تا بتواند مشکل شما را ریشه یابی کند. می توانید از تلفن ثابت با شماره 9099072026 تماس بگیرید و از روانشناسان خوب مرکز پیام مشاور کمک بگیرید.

  • Ali گفت:

    سلام من پسری هستم که ۲۲ ساله ام اما آلت تناسلی ام تو همون حالت نوجوانی مونده و رشد نکرده اما سینه ام تقریبا از ۱۵ سالگی شروع به بزرگ شدن کرد باید پیش چه دکتری برم که مشکلم رو حل کنه ممنون میشم جواب بدین

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که مشکل خود را با یک روانپزشک یا سکستراپ در میان بگذارید.

  • Sepide گفت:

    سلام من 12 سالمه وچندمدتیه حال روحیم خوب نیست احساس خوبی به هیچی ندارم و چیزی خوشحالم نمیکنه همش دوست دارم با جیغ و گریه خودمو خالی کنم از جشن و شلوغی و هیچ سرگرمی ای خوشم نمیاد و هیچ دلیل خوشحالی پیدا نمیکنم سعی میکنم خودمو اروم کنم ولی نمیشه حتی احساس گرسنگی هم نمیکنم یجورایی هم احساس اضافی بودن میکنم

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز بهتر است که مشکل خود را با یک روانشناس بالینی در میان بگذارید. تا با انجام تست های مختلف بتواند مشکل را ریشه یابی و درمان کند.

  • امین گفت:

    سلام خسته نباشید من یه سوال داشتم اگه بتونن کمکم کنین ممنون میشم من شهوتم خیلی بالاست هر دقیقه داخل فکرمیرم دوست دارم به نفرباهام سکس کنه هرکاری میکنم نمیتونم کنترل کنم خودم اگه داروی چیزی هست بگین تا مصرف کنم که شهوتم پایین ببت

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز من برای اینکه بتونم به شما کمک کنم نیاز به داده های بیشتری دارم. مثل سن . شغل و….
      اما به طور کلی می تونم بگم که ورزش کردن و فعالیت های روزانه و همچنین رژیم غذایی مناسب می تونه به شما کمک کنه.

  • مینا گفت:

    سلام شوهرم خیلی ادم بدیه .خیلی اذیتم میکنه ‌.کتکم میزنه وبه منو وخانوادم فحش وبدبیراه میگه از این زندگی خسته شدم خیلی حالم بده ارزوی مرگ دارم 😭😭😭😭😭😭😭😭

    • نوروزی گفت:

      با سلام و احترام
      دوست عزیز صحبت های شما خیلی کلی و از روی خشم آنی هست. اما به دنبال دلایل رفتارهای بد همسرتان باشید. اگر نیاز به تراپی هست بهتر است ایشون را هدایت کنید تا به یک روانشناس مراجعه کند.

  • هانیه گفت:

    سلام لطفا بخونید کامل واستون ‌توضیح دادم و کمکم کنید
    من با یکی از دوستام با دوتا پسر رفاقت کردیم و بیرون اینا میرفتیم یکی از اونا با من بود یکی ام با دوستم
    بعد رل دوستم‌اومد به من پیشنهاد داد گفت بیا بیرون
    من اینو ب دوستم گفتم و اونم اصرار کرد ک برم ببینم چی میگه رفتم و گفت من دوست دارم و … همرو با دوستم درمیون گزاشتم
    یه مدت با پسره حرف زدم و از دوستش ک رل من بود خیلی بد گفت منم از لج ‌اون با این رل زدم بعد یه مدلت دوستم با من سرد شد
    و رل قبلی خودم ماجرارو فهمید ( که دوستش به من پیشنهاد دادو من رفیق شدم ) اومد به خانواده من گفت و…. بعد این داستانو من احتمال میدم دوست خودم گفته به رل قبلیم ولی بهش میگم میگه اون نگفته
    بعد منم با دوستم بد شدم تو اینستا انفالوش کردم و سه ماه اصلا ندیدمش بعد با پیچ دیگه ک چک میکنم دوستای جدید پیدا کرده و کلی با اونا پست و استوری میزاره
    منم خیلی زیااد دلم واسش تنگ شده هرشب خابای بد میبینم و خیلیی حالم بده به بهونه های مختلف میرم خیابون تا بلکه ببینمش ولی از ۱ اذر ندیدمش
    لطفا کمکم کنید من چیکار کنم؟!
    به نظر شما کی باید بیاد جلو؟!
    من اصلا نمیدونم اون دلتنگ من هست یا نیست چوت دوستای خودشو داره لطفا کمک کنید

    • نوروزی گفت:

      سلام
      دوست عزیز با توجه به مشگلات پیش آمده روابط گذشته را فراموش کنید و سعی کنید به خودسازی و کسب مهارت های اجتماعی و ارتباطات بین فردی توجه بیشتری داشته باشید. و در صورت تمایل از مشاورین و روانشناسان جهت خارج شدن از این بحران کمک بگیرید.

  • محمدی گفت:

    سلام من ۱۲ سال پیش با یه پسر کرولال ازدواج کردم ،چون ناشنوا بودنش برام مهم نبود چون اعتیاد نداشت چهارستون بدنش سالم بود ،خونوادشم وضع مالی خوبی داشتن ،تااینکه بعد ازدواج فهمیدم شیرین عقل یخورده درک وفهم چیزایی که یه زن ازشوهرش داره رو ازش توقع داشتم نمتونست انجام بده، مثل خرجی یا اینکه پیش خونوادش هوامو داشته باشه،وغیره،،،باز بخاطر زندگیم چیزی نمیگفتم
    تاالان که دوتا پسر یکی 10 ساله و6 ساله دارم دیگه نمیتونم تحملش کنم دیگه خرجی دادن هوامو داشتن به کنار خیلی عصبیی غیرقابل تحمل شده دخالت خانوادش ازهمه بدتر خودت نه از نظر جنسی نه مالی نه عاطفی حمایتم نمیکنه هر چی خانوادش بگن گوش میکنه بمن گوش نمیده بااینکه به صلاح خودشو زندگیمونه،هرروز بحث ودعوا داریم تا الانم بخاطر دوتا بچهام تحملش کردم من اگه درخواست طلاق بدم دادگاه حضانت بجهارو میده بمن یانه

    • نوروزی گفت:

      با سلام خدمت شما دوست عزیز
      مشکلاتی که فرمودید اونقدر حاد نیست که نتونید با کمک مشاور حلش کنید. پیشنهاد من در درجه اول به شا دوست عزیز کمک گرفتن از یک مشاور خانواده یا یک زوج درمانگر است. اما اگر تصمیم آخر رو گرفتید. در مورد حضانت بچه ها باید بگم که پسر 6 ساله ما تا هفت سالگی حضانتش با شماست. اما از 7 تا 15 سالگی حضانت پسر با پدر هست و بعد از اون خودشون تصمیم میگیرن که با کدام والد زندگی کنند. اما به دلیل ناشنوا بودن همسرتان احتمال داره که قاضی رای به نفع شما بده و حضانت را به شما واگذار کند.

  • سارینا گفت:

    سلام . همسرم بهم خیانت کرده.خیلی حال بدی دارم. الان پشیمونه اما من نمیتونم دیگه باهاش زندگی کنم. حال خیلی خیلی بدی دارم. تا قبل از خیانت زندگی خوبی داشتبم. اما الان انگار همه چیز تموم شده. تروخدا کمکم کنید. چیکار کنم؟

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز
      کسی که خیانت دیده است بعد از خیانت حال بدی دارد و البته حق دارد. اما شما باید بتوانید به مرحله پذیرش برسید تا بتوانید زندگی خودتون رو از نو بسازید. و البته کمک یک مشاور در این مسیر خیلی می تونه حالتون رو بهتر کنه. حتما با یک مشاور در ارتباط باشید تا زودتر بتوانید به مرحله پذیرش برسید.

  • مژگان گفت:

    سلام
    مشاوره در مورد ادامه روابط بعد از خیانت می خواستم

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز بعداز خیانت همسر قطعا کسی که خیانت دیده است حال بسیار بدی دارد. و البته باید به او حق داد. بهتر است احساسات منفی ود را تخلیه کنید. و برای مدت کوتاهی از فضا دور شوید. و البته ناگفته نماند که برای تخلیه هیجانات منفی خود حتما باید با یک مشاور و یا روانشناس در ارتباط باشید. مشاور به شما کمک می کند تا بهتر با واقعیت مواجه شوید و آن را بپذیرید. بعد از یک دوره کوتاه با کسی که به شما خیانت کرده است صحبت کنید. دلیل کارهایش را بپرسید. و با علم و آگاهی به نیازهای خودتان و همسرتان دوباره وارد زندگی شوید.

  • لیلی گفت:

    سلام
    ببخشید من مدت 2 سال هست با فردی در رابطه ام ولی ایشون برای ازدواج طفره میره
    می خوام بدونم آیا باید ارتباط رو ادامه بدم؟

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز بهتر است که خیلی منطقی با ایشون صحبت کنید. و برنامه های آینده ایشون رو بپرسید. اگر برای ازدواج برناه ای ندارد، و هدف شما از این ارتباط ازدواج است بهتر است ارتباط تان را با ایشان قطع کنید.

  • مهشید گفت:

    سلام شما مشاوره افسردگی هم میدید؟

    • نوروزی گفت:

      سلام
      بله مشاورین مرکز در امور افسردگی، اضطراب و موضوعات مرتبط آماده ارائه خدمات به شما دوست عزیز می باشد.

  • یاسمین گفت:

    سلام
    برای محتوای علمی سایتتون متشکرم.
    من از راهکارهای شما استفاده کردم و بسیار کاربردی بود.
    مرسی که کمک میکنید نگاه بهتری به زندگی داشته باشیم.

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست خوبم
      ما در موسسه پیام مشاور بسیار خرسندیم که اطلاعات ارائه شده برای شما دوست عزیز مفید بوده.
      با آرزوی سعادت برای شما

  • شیدا گفت:

    سلام ببخشید همسر من یه مدتی بود کاملا سرد شده و کلا حرف نمیزد البته همیشه نسبت به خانواده مسیولیت پذیر بود که حتی من اصلا شک نمیکردم که از چیزی دلخور باشه الان چند روزه میگه تمایلی به ادامه زندگی نداره و هرکاری میکنم اصلا حرفی نمیزنه نمیدونم افسرده شده یا علت دیگه ای داره لطفا بهم بگید چطور باهاش حرف بزنم که بتونم به نتیجه مثبت برسم چون هر بار علت رو میپرسم عصبانی میشه و باعث بیشتر شدن اختلافمون میشه؟
    ممنون میشم بهم کمک کنید

    • نوروزی گفت:

      سلام
      دلایل زیادی می تونه برای سردی روابط وجود داشته باشد. اما توصیه مشاور به شما این است که ارتباط خود را به صورت جدی پیگیری کنید. حسن رفتار از جانب شما ادامه داشته باشد و در برابر بی تفاوتی ایشون فعلا صبوری پیشه فرمایید و بعد از مدتی که اعتماد همسرتون به طور نسبی جلب شد پیشنهاد مراجعه به روانشناس را به همسرتون داشته باشید.

  • مانترا گفت:

    سلام من قبلا با خانم باقری مشاوره گرفتم ایشون بسیار صبور و دلسوز هستن واقعا ممنونم از ایشون و اینکه یه سوال دیگه داشتم من خیلی تلاش میکنم که نامزدم رو راضی کنم برای مراجعه به مشاور اما ایشون تمایلی نشون نمیدن آیا این نگران کننده است ؟ و اینکه چطور میتونم ایشون رو راضی کنم؟

    • نوروزی گفت:

      سلام دوست عزیز خوشحالیم که مجموعه پیام مشاور تونسته به شما کمک کنه. اگر نامزدتان راضی نمیشن که به مرکز مشاوره مراجعه کنن، میتونن مشاوره موبایلی داشته باشن. به این صورت که شما برای ایشون وقت مشاوره تنظیم کنید. و ما در زمان اعلام شده از سمت شما با ایشون تماس می گیریم.

نظری دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.